تبليغاتX

سال86 آغازش عید نبود در چهره مردم عید دیده نمی شد تبریک عید تبریک نومیدی بود . پاجایی می رفت سردرسکون اندیشه ،درسکون غم جا می ماند .اندیشه اسیر نیازهای ابتدایی بود .به دید وبازدید می رفتند بی روح بی عاطفه  و بی انگیزه  .  نقش آدمهای خوشحال زیاد می شد . دراوج بی حالی ، نشان داده می شد که خوشحالند .

خنده تلخ من از گریه ......

 

مسافرت ها می رفتند بی آنکه خودشان بروند از خویش و از خویش در می رفتند حساب دودوتاشان گل کرده بود آره  سفر خیلی  بصرفه بود لازم نبود شیرینی و تنقلات خریداری شود تا  خرجشان پشت درآمد شان را به  زمین براساند بعضی از ما زرنگ ها هم چونان شیران روباه نما ی بیشه زار های آمازون از ترس مورچه های زندگی برانداز نیمه های شب مخفیانه ظاهر می شدند و بعداز تهیه آذوقه به لانه های امن خویش می خزیدند وبر درب ورودی با یک جمله ادبی چنین می نگاشتند :

مسافرت تشریف داریم بعداز مراجعت برای احوالپرسی ما خدمت می رسیم

این احوالات کم وبیش اکثر ما بود دل شیر می خواست تا برای 5 عدد پرتقال مبلغ 18000ریال بپردازی و نیم قد بچه شکمو و فضولی به مادرش بدهد دومین پرتقال را پوست بکند پوست میزبان کنده می شد و از آن وخیم تر که ثواب هزار فحش و ناسزا برای میزبان داشت این بود که مهمان پررو سهم خویش را ببرد و این بردن به آن منظور می شدتا به مجموعه میوه های خانه اضافه شود تا از مهمانان دیگر پذیرایی شود و شاید همان میوه بوسیله صاحب اصلی آن به جای اولیه خویش بر می گشت مردم امسال چه اقتصادی شده بودند .

این احوال دم عید بود در بقیه ماه ها نیز وضع بهتری نداشتیم و زمانی به اوج رسید که سوخت سهمیه بندی شد بهانه برای گرانی آغاز گردید طلا بالا رفت نفت بالا رفت همه چیز بالا رفت مردم پایین آمدند حقوق بگیران مردند و خیال می کردند که  زنده اند و مقامات رسمی علت اصلی  تورم را پیدا کردند افزایش چند دزصدی حقوق باعث تورم در جامعه بود و این ادامه یافت تا امروز که در شرف تحویل سال جدید هستیم ولی کسی انگیزه آغاز سال نو را ندارد جز بازاریان محترم ، آرزو داریم که سیزدهمین ماه هر چند منحوس فرا می رسید و ادامه می یافت و از سال نو خبری نمی شد چرا که باز با خود بدبختی ،گرانی و بی رحمی را به همراه خویش خواهد آورد جالب بود دیگر در بانک کسی سراغ پول تازه را نمی گرفت از کدام در آمد می بایست عیدی داد

با همه این اوصاف ما آرزو داریم که سال آینده سال نیکو و میمون (نه سال موش ) برای همه باشد آرزو داریم خنده ها بی واسطه باشد .آرزو داریم در چهره ها باز امید موج بزند . آرزو داریم باز مردم با خود آشتی نمایند

آرزو داریم دیگر از خویش و از خویش نگریزند .

 

عید بر آنهایی که در طلب عید واقعی اند پیشاپیش مبارک باد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 0:2 توسط رضا اسدالهی |

در دوران قاجار برخی متخلفان و تبهکاران و در کل کسانی که از طرف دربار قاجار مورد غضب شخص شاه  یا نماینده او قرار می گرفت در میادین اصلی شهرها در جلو توپ می گذاشتند این عکس یکی از این لحظات را در بستر تاریخ ثبت کرده است..

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 10:24 توسط کریم میمنت نژاد |

دوست عزیز میتونی توهم عاشق بشی  میتونی خودتو باورکنی می تونی بمونی اگه بخواهی

اگه خواستی بیا ؟گذشتگان منتظر نموندند تا ما بیاییم یقیناْ ما هم نخواهیم ماند تا آنها بیان!

خوشا به حال اون که خودشو موندنی نمود من هم  توهم شاید او هم بتونه ؟ بهتره  امتحان کنیم

عاشق شدی   اومدی   خوش اومدی باش تا دولت صبحت بدمد !

مگه نمیشه کسی عاشق همه چیز بشه مگه او همه چیز نیست چرا باید در یک وادی به سراغ اورفت

یکی با هنر   یکی با ادبیات   یکی با مذهب   یکی با منطق  یکی بی منطق !

بگو منطق توچیه ؟ اینارا منطق می دونی. اگه میدونی ! نخواه منطق تورا قبول کنم !

اصلاْ دوست دارم با خودش به خودش برم این دیگه منطق تورا نمی خوات

امیدوارم نرنجی اگه هم برنجی! باعث نشه بجنگی

منتظر جوابت می مونم !؟ 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 0:17 توسط رضا اسدالهی |