تبليغاتX

در اثر پیگیری تخریب خانه ستارخان روز پنج شنبه ۲۹/۶/۸۶ توسط علاقمندان به آثار

ملی و فرهنگی در تبریز سه تن از نمایندگان محترم تبریز در مجلس شورای اسلامی

ومعاونت محترم فرمانداری  و  سایر شخصیت های  لشگری و استانی در محل خانه

حضور یافتند وتاکید نمودند که این خانه به عنوان میراث فرهنگی باید ثبت گردد و زمینه

تملک و احیاء خانه ستارخان  در دستور کار میراث فرهنگی باید قرار گیرد و  مسئولین

شهرداری  نیز ضمن موافقت آمادگی خویش را با بازسازی این اثر اعلام داشتند

حاج آقا تاج الدینی و سرکارخانم عشرت شایق و دکتررضا رحمانی حمایت خویش را

جهت بازسازی خانه و مرکز فرماندهی مشروطیت اعلام داشتند

لازم به توضیح است که جمع مذکور از درب باغمیشه ( باغمیشه قاپی سی )

نیز دیدار به عمل آوردند و برروند بازسازی و مرمت آن تاکید نمودند و مهندس کریم

میمنت نژاد دبیر مجمع فرهنگ پژوهان شرق درباره سابقه تاریخی آن توضیحاتی

دادند که مورد توجه مسئولین امر قرار گرفت .

+ نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 0:19 توسط رضا اسدالهی |

در جلسه ای فروغ فرخزاد در کنار پرفسور هشترودی

نشسته بود ناگاه متوجه میشود روی کت پرفسور

نشسته است با شرمساری می گوید می بخشید

گردو غباری  بودم ُبرلباست نشستم

پرفسور جواب می دهد آرزو داشتم قطره اشکی

می بودی و بر چشمم می نشستی

فروغ می گوید کاش خنده بودم و بر لبانت می نشستم

روح هردو شاد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 1:20 توسط رضا اسدالهی |

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 13:28 توسط سیدرضا سیدشریفی |

 

 طرح تدوین تاریخ شفاهی آذربایجان در راستای ایجاد بانک اطلاعات تاریخ و فرهنگ آذربایجان انجام می پذیرد .طرح مذکور به عنوان یکی از طرحهای مهم تاریخی و فرهنگی مرتبط با هویت و جامعه از سوی مجمع فرهنگ پژوهان شرق انجام می شود .

مهندس کریم میمنت نژاد دبیر مجمع فرهنگ پژوهان شرق در گفتگو با خبرنگار ما جزئیات طرح مذکور را چنین شرح می دهند :

(( یکی از فاکتورهای مهم جهت فرهنگ سازی و ایجاد هویت در پیکره جامعه مطالعه و تحقیق در باب زندگی ، خاطرات و دانسته های رجال مؤثر و آگاه از مسائل فرهنگی و تاریخی می باشد و در تمامی کشور های جهان این به یادداشتهای اشخاص هدف ، ثبت و ضبط شده و به صورت یک بانک اطلاعاتی در پژوهشکده های تاریخ و فرهنگ نگهداری و برای استفاده محققین و پژوهشگران حوزه تاریخ و فرهنگ ارائه می شوند که در کشور ما این کار در برخی مؤسسات دوستی در تهران از جمله مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران انجام میشود اما در استان ما و بخصوص شهر تاریخ ساز تبریز ارگان یا مؤسسه ای دولتی که به این مهم بپردازد نیست و متاسفانه باید بپذیریم که با گذشت هر یک روز ، ازمیزان شانس ما جهت ثبت و ضبط خاطرات و به یادداشته های رجال مؤثر در تاریخ و فرهنگ شهرمان کاسته می شود .

وی در ادامه افزود : کمیته تاریخ و فرهنگ این تشکل مردمی با تلاش جدی در صدد ایجاد بانک اطلاعاتی تاریخ و فرهنگ آذربایجان در زمینه های بانک تاریخ شفاهی حوزه های ادبیات ، هنر ،تاریخ انقلاب دفاع مقدس می باشد که در این راستا لیستی از رجال مورد نظر آماده شده که در حال تکمیل شدن است .

مهندس میمنت نژاد در مورد چگونگی اجرا ی این طرح یادآور شدند : بدنبال شناسایی افراد هدف و هماهنگی ، تیم تصویر برداری و صدابرداری به صورت جمع دوستانه ای در منزل نامبرده مستقر و ضمن تصویر برداری از عکسها و مدارک تاریخی و انجام مصاحبه ، بستر مناسبی جهت بازگویی خاطرات و نکات تاریخی و اثر ساز زندگی اجتماعی و شخصی فرد مورد نظر پدید می آید که با تلاش و زحمت گروه تدوین ، این خاطرات و مدارک تاریخی تدوین و بازنویسی می شود . همچنین با ساخت فیلم مستند این گفتگو امکان پخش آنها از رسانه ملی نیز ایجاد می شود اما هدف اصلی ما ایجاد و نگهداری از چنین مدارک فرهنگی است که به صورت یک بانک اطلاعاتی در اختیار پژوهشگران این حوزه قرار گیرد .

دبیر مجمع فرهنگ پژوهان شرق درخاتمه با اشاره به ضرورت موضوع خواستار توجه و مساعدت جدی مسئولین استانی بخصوص سازمانهای مرتبط همچون میراث فرهنگی و سازمان اسناد ملی شدند .

لازم به ذکر است در در هفته ای که گذشت کمیته ادبیات تاریخ شفاهی مجمع دیداری با استاد رشید فرهخت  ، شاعر توانای شهرمان و رهبر سازمان جوانان جمعیت شیرخورشید سرخ سابق تبریز داشتند که در ذیل خلاصهای از این مجموعه تقدیم می شود :

(( استاد بشیر فرهخت ))

استاد در اول مهر ماه 1309 در یکی از قراء خوش آب و هوای آذرشهر بنام قدمگاه پا به عرصه وجود نهادند .پس از سپری کردن تحصیلات مقدماتی در مدارس آذرشهر وارد دانشسرای مقدماتی پسران تبریز شده و بعد از پایان دانشسرا سمت دبیر و معاون تنها دبیرستان آذرشهر شروع به انجام خدمت نمودند . استاد از همان اوان نوجوانی اقدام به سرودن اشعار فارسی و ترکی نموده اند که تحت عنوان (( منظومه قبله داغی )) منتشر شده است . بعد ها در مدت تحصیل و تدریس اقدام به سرودن دیوان فارسی خود تحت عنوان (( حاصل عمر )) پرداخته که در حال چاپ می باشد . ایشان در سال 1336 شمسی با قبولی در کنکور دانشکده ادبیات و زبان پارسی تبریز ثبت نام و در سال 1340 به اخذ درجه لیسانس زبان فارسی نایل آمدند .

علاقه وافر و عشق زیاد استاد به برنامه های فوق درسی زمینه همکاری استاد را با جمعیت عام المنفعه شیر و خورشید سرخ ( هلال احمر فعلی ) فراهم ساخته و به عنوان رهبر سازمان جوانان جمعیت شیر و خورشید سرخ تبریز که مسئولیت تعلیم و تربیت بیش از ده هزار امدادگردر سطح استان آذربایجان شرقی و کشور داشتند برگزیده و معرفی شدند .

استاد درحال حاضر به صورت بازنشسته در خانه ای پر از مهر و صفا درختان و گلها را همدم و هم صحبت لحظه های تنهایی خویش ساخته و باغبانی و درختکاری و سرودن شعر روزگاری می گذارنند .

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 18:56 توسط |

دو بوسه تاریخی  :

 1 – بوسه ای که والرین ، امپراتوررومی برکاب شاپور پادشاه ایران زد .

2 – بوسه ای که سقراط دانشمند بزرگ یونان در زندان بر جام شوکران زد .   

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 18:37 توسط |

گفتم زیباترین ترانه ای که میدانی برایم بخوان

 و او

 چشم برهم گذاشت و گریه کرد  

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 18:32 توسط |

بخش دوم

  قدرت الله پیشنماززاده  

 

و دیگر فهرست کتابخانه فنا خسرو بویه ای ( 238 – 372 ) در شیرازکه مقدسی آورده که (( این کتابخانه حجره جداگانه ای ست و گماشته و گنجور و بازرس از نکوکاران شهر در آنجایند و کتابی نوشته نشده تا این هنگام در آنجا نباشد . این حجره دالان درازی است در یک صفحه بزرگ در آن از هر سو گنجینه هایی ( خزاین ) است و به همه دیوارها ی دالان و گنجینه خانه ها یا اشکافهایی که از چوپ آراسته و نگارین به درازی یک قامت و به پهنای سه ارش چسبانده اند که هر یک را دری است که از بالا به پائین می آید و دفاتر روی رف ها چیده و گذارده شده است و برای هر گونه از آن دفترها خانه هایی استو فهرست هایی که نام گمنام در آن آمده است . ))

تا این جا از چند سر چشمه بنیادی برای آشنایی با تاریخچه فهرست نگاری یاد گردیده است و از نوشته های تاریخی هم چون تاریخ یعقوبی و ابن خلکان و یاقوت حموی و شهرزوری و مانند اینها در تاریخ اندیشه های فلسفی و دینی و علمی و ادبی بهره بسیار می توان در این رسته برد . و نگارش های ابن الندیم و شیخ طوسی و نجاشی و معلم العلمای ابن شهر آشوب و فهرست منتجب الدین رازی و فهرست مولی عبدالله افندی اصفهانی و فهرست نگارش علامه مجلسی در مقدمه بحارالانوار و فهرست ابن طاووس و علامه حلی و مشیخه ها و برنامه های محدثان و اجازه نامه ها که از دانشمندان اسلامی بجا مانده ، راهنمای خوبی است برای دستیابی و بهره وری از این دانش و در موضوع فهرست گوناگون و نیز سرچشمه هایی که یک فهرست نگار همواره باید بدان دسترسی داشته باشد ، سخنخواهد رفت .

فهرست :

در منابع و فرهنگ ها از فهرست به عنوان نوشته مانندی یاد کرده اند که در آن (( اسامی کتاب هاست )) و یا (( شرح و تفصیلی است ، در ابتدای کتاب که در آن اظهار آن چه از باب و فضل در آن کتاب شده بیان کنند و (( نوشته را گویند که در آن اسامی کتاب ها باشد )) و آورده اند که این واژه (( فهرست )) فارسی است . و در عربی آن را فهرس گویند و در فارسی آن را گاه با فتح و بیشتر با کسر اول ادا می کنند . و نیز در تعریف فهرست آورده اند ، واژه فهرست برابر است با (( pinax پیناکس )) یونانی که از آن لوح و نوشتنی و سیا هه و فهرست خواسته می شود . ابن الندیم گوید : (( و قد ذکره جالینوس فی فینکس کتبه و معنی هذه اللفظة ثبت الکتب )) و خزرجی در سر گذشت جالینوس از (( فینکس کتبه )) و کتاب (( بینکس و هوالفهرست )) و (( فهرست کتبه المسمی بینکس )) یاد می کند . در فرهنگ دوزی و محیط المحیط (( فنکش الامتعة )) در کالا ها جستجو کرد تا چیزی را بیابد . فهرست را برشماری و توصیف و شناساندن کتاب ها و نسخه دانسته اند و به کتاب شناسی و سیاهه برداری و فهرست اعلام و فهرست موضوهی نشریات و اسناد و مجموعه ها می شناسند .

کتاب شناسی یا بیبلیوگرافی

Bibliographie یا Bibliography یا Bookwriting که در آن به بر شمردن و توصیف و شرح کتاب ها می پردازند ، که متعلق به کسی یا کتابخانه ای نمی باشد در آن سرگذشت یا شناساندن کتاب به طور کلی     می باشد . در کتب شناسی معرفی کتاب در یک موضوع که در یک زمان معین چاپ شده انجام می پذیرد . استاد ایرج افشار می نویسد : در سال های اخیر آن را ( کتاب شناسی ) نخستین بار در سال 1333 شمسی برای نام فهرست کتاب های چاپی سالانه ایران به کار بردم . پس از چند سال در مراجعه به مجله کاوه ملاحظه شد که سید حسن تقی زاده این اصطلاح را چهل و چند سال پیش در همین مفهوم و معنی به کار برده است .بر شمردن و توصیف کتاب هایی که متعلق به موضوع خاص یا شمردن و نوشتن کتاب ها و نسخه هایی که در یک محل معین موجود است . مانند کتاب های یک کتابخانه ، چنانچه بدین روش شمارش و شناسانده شوند که آن را کاتالوگ Catalogue گرفته شده از Kata به معنی سراسر و Logo سیاهه کردن که یک لغت یونانی است به معنای سیاهه کردن است که آن را لیست دستی Handliste هم می خوانند و گاهی هم Liste می خوانند به جز فهرست دستی یا مختصر و سیاهه برداری و فهرست مدلل توصیفی که شرح وصف کتاب و نسخه ها می آید . استاد ایرج افشار می آورد : index که فهرست (( اعلام و اماکن )) است و نیز Abstract که فهرست تحلیلی و خلاصه موضوعی مقالات مندرج در نشریات ادواری و Repertoire ، فهرست اسناد یا مجموعه راهنما نیز به کار می برند .

کتاب

هر گونه نوشته ای که مقصودی را برساند یا در آن از موضوعی بحث شود یعنی اوراق مجلد یا ما بین الدفتین و یا یک طومار و کتیبه و سنگ  و سند و وقف نامه ها و قباله نامه ها و مکاتیب دوستانه و درباری و دیوانی و عارفانه را باید کتاب بنامیم و مشمول قانون فهرست نگاری بدانیم .

کتاب یا متن است یا شرح یا حاشیهیا گزیده و تلخیص و یا بسط و ذیل و مقدمه . باز هم کتاب یا تفصیل است یا املاء یا تألیف یا جمع آوری و تدوین یادداشت ها و یادگار ها و خطوط به شکل مرقع و اجازات و رسائل و مطالب پراکنده در یک جنگ یا مجموعه و بیاض و کشکول و سفینه .

لذا هر کتاب را نامی خواهد بود و این نام یا به نص مؤلف در خود کتاب یا به نقل گفته او و به روایت شاگردان یا کاتبان معین می شود یا از آثار دیگر مولف یا از آثار دیگر مشخص می گردد و شاگرد و مورخ نام کتاب را معین می سازد . در بسیاری از نسخه ها در آغاز و صفحه عنوان و یا انجام یا خاتمة الکتابة یا در میانه نسخه یا در کراسه شماری گوشه ها بالای صفحه ها به کتاب نام داده می شود . گواهی و نام گذاری فهرست نگار هم یکی از مدارک در این زمینه خواهد بود . صحت و اصالت و اعتماد به این مدارک بستگی به نظر محقق و پژوهشگر دارد . اگر کتاب را نامی نباشد باید بر حسب موضوع بحث به او نامی داد و اگر کتاب به نام دیگری مشهور شود باید نامی که مولف بدان داده است ملاک قرار داد و نام مشهور را به آن باز گرداند . نویسنده و مولف کتاب را ، نخست باید از نوشته خود وی در متن کتاب شناخت و یا شاگرد و راوی  و مستملی و مجاز و مورخ و سرگذشت نگار آن را معین می کند یا اینکه در نسخه از مولف نام برده شود . روشی که علمای درایة الحدیث مانند نووی ، ابن حجر و شهید ثانی در تعیین مولف کتاب یاد کرده اند ، نیز می توان بهره برد . چنانچه در دو نسخه از یک کتاب نام دو مولف بیاید باید از روی قراین تاریخی و دقت خاصی مولف آن را شناخت . تاریخ تالیف کتاب را نخست باید از مولف آن کسب کرد سپس می توان از شاگردانش یا راوی قراین تاریخی مندرج در کتاب یا سبک نثر و نظم مولف و شواهد تاریخی دیگر معین کرد و گاهی نویسندگان کتاب را به درخواست یا برای یکی از پادشاهان و بزرگان و وزیران و امیران و استاذان و دوستان و شاگردان می نگارند . ذکر این مطلب در فهرست ضروری است و این خود از شواهد خوب تاریخی است . چنانچه مولف کتابی ناشناخته باشد یا تاریخ نگارش آن مشخص نباشد و یا اینکه با دو مولف مواجه شویم ، می توانیم از این یادآوری سود جوییم . در فهرست نسخه های خطی کتابخانه های ملی و ملک ، دانشگاه تهران فهرست نگاران با دقت تمام به بیان آنها می پردازند .

در کتاب ها ، نویسندگان در نقل مطالب به ذکر و اسم منابع و مأخذ آن می نمایند ، شایسته است فهرست نگار منابع را باز شناسد و به ذکر آنها بپردازد .

از راه های مناسب تشخیص کتاب ناشناخته و ناقص ، بیان مباحث و مطالب آن است که چه مباحثی در فصول و ابواب آن می باشد .مطالعه دقیق فصول کتاب کمک بسیاری به فهرست نگار می نماید و شناساندن و استخراج آغاز و انجام کتاب بسیار لازم و مناسب است. و این یکی از اموری لاست که بدان کتاب را می شناسند . . گاهی در آغاز و انجام نکاتی آمده یا مطالب مهمی است که فهرست نگاران عکسی از آن در فهرست درج می نمایند . استاد دانش پژوه آورده : (( یادکردن آغاز و انجام و فهرست بخش های آن ، این کار را گویا ابن الندیم نخستین بار کرده است . او در سرگذشت جاحظ از کتاب الحیوان او یاد کرده است و آغاز و انجام و هفت جزء آن را آورده  است . او در سرگذشت اسحق بن ابراهیم موصلی هم ترتیب اجزای کتاب او را یاد نموده )) . این که کتاب به چه زبانی نگارش یافته ، چه ترجمه هایی دارد ، یا در دونزبان نگارش یافته است باید توسط فهرست نگار ذکر شود . در این خصوص در تفاسیر به خوبی مشهود است . از مطالب مهم دیگر تعیین موضوع کتاب است . معمولاً در گذشته ها دانشمندان هر ملت و فرهنگی به اهمیت موضوعی منطبق با فرهنگ خود می پرداختند ، لذا فهرست نگار باید بر اساس اولویت تقسیم بندی همان زمان به شرح موضوع بپردازد و در کتاب های جدید به کارگیری تقسیم بندی جدید مانعی ندارد و در این جا باید گفت ارزش علمی کتاب و سودمندی آن و اهمیت کتاب و نسخه را هم باید فهرست نگار بنویسد .

یک کتاب شناس لازم است اطلاعات کافی در زمینه اندازه کتاب ، روش ها و شکل های نگهداری کتاب در کتابخانه ، موضوعات کتاب ها ، کتاب های نفیس و مشخصات آن را خوب بداند . ما در اینجا به طور کلی به توضیح آن می پردازیم .

اندازه کتاب

هر چند اندازه کتاب ها را در گذشته از اندازه کاغذ به دست می آورند که در بحث کاغذ شرح آن خواهد آمد ولی قطع کتاب و اندازه تقریبی آن در منابع و مآخذ چنین آمده است :

بازوبندی 30 * 20 میلیمتر

بغلی 40 * 60 میلیمتر

جانمازی 80 * 120 میلیمتر

حمایلی دارای قطر بیشتر از جانمازی و با همان اندازه همان نیم ربعی 100 * 180 میلیمتر

ربعی 120 * 190 میلیمتر

وزیری کوچک 120 *200 میلیمتر

وزیری 140 * 220 میلیمتر

وزیری بزرگ 200 *260 میلیمتر

خشتی 170 * 210 میلیمتر

خشتی باریک 140 *210 میلیمتر

سلطانی یا شاهانه روزگار مغول و تیمور 300 * 400 میلیمتر

رحلی کوچک 160 *270 میلیمتر

رحلی 220 * 370 میلیمتر

رحلی بزرگ 340 * 580 میلیمتر

چنانچه از سرگذشت شیخ الرییس ابو علی سینا پیداست ، کتاب ها در روزگار پیشین در صندوق ها روی هم چیده و در اطاق ها قرار داشت و یا در گنجینه ها و روی رف ها چیده می شد . کتابخانه نوح منصور سامانی ( 366 – 387 ) در بخارا خانه ای بود دارای اطاق ها و هر یک صندوق هایی روی هم گذارده . در یک اطاق نگارش های ادبی و در دیگری فقه و همچنین در اطاق های دیگر از علمای دیگر و فهرستی داشت که شیخ بدان نگریست و کتاب هایی را که نیاز داشت خواست . به نوشته مقریزی ( 764 – 845 ) از روزگار عزیز ( 341 – 365 ) دانشگاه فاطمیان در قاهره به نام دارالعلم الحکمة در کاخ شاهی بوده و دارای چهل گنجینه که یکی از آنها دارای هجده هزار جلد کتاب از علوم قدیم داشت . گنجینه چهل رف داشت و در یک تالار بزرگ هر رفی دری داشت که بسته می شد و بر هر دری برگی چسباندند که بر روی آن نوشته می شد چه کتاب هایی در آن جا هست و شماره کتاب های ادبی و دینی و فلسفی آنجا با جلد و بی جلد به بیش از دویست هزار رسیده بود و گاهی که صلاح الدین کرد آنجا را گرفت به هزار و ششصد رسید که به فروش رفت حاکم خود در روز شنبه 10 ج 2 سال 395 دانشگاه را بگشود و دستور داد که کتاب های کاخ بدان جا برند  . ابن جماعة بدرالدین محمد کتانی حموی شافعی ( 639 – 733 ) در تذکرة السامع و المتکلم فی ادب السامع و المتعلم و نیز شهید ثانی به سال 954 می نویسد : که کتاب ها را روی هم که می گذارند در روی تختی بچینند یا زیر آن چوبی باشد یا در رفی بنهند ، نه این تفسیر و شرح حدیث و اصول دین و اصول فقه و ادب روی هم بچینند و اندازه کوچک باید در روی باشد . اگر کتاب چند جلد است باید در پایان هر یک نوشت که این جلد انجام گرفت پس از آن جلد دیگری است تا پایان کتاب که یاد شود .

 

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 21:12 توسط |

 

نوامبر 1947 : جلسه عمومی سازمان ملل متحد ، علیرغم مخالفت انگلستان به تقسیم فلسطین به دو منطقه یهودی و عرب را می داد . اعراب از قبول تقسیم خودداری کردند و گفتند که یهودیان را بدریا می ریزند .

مه 1948 : دیوید سن کوریون ، استقلال اسرائیل را اعلام کرد و ارتشهای مصری ، اردن ، لبنان ، عراق و سوریه و گروهی از نیروهای عربستان سعودی به کشورهای تازه تأسیس اسرائیل حمله کردند . صدها هزار عرب از فلسطین آواره شدند .

اواسط سال 1949 : سازمان ملل متحد موفق شد جنگ را متوقف سازد . اردن کنترل قسمت اعظم فلسطین عربی را عهده دار شد و مصر نوار غزه را تحت اختیار گرفت .

مه 1950 : آمریکا ، فرانسه و انگلستان ضمن اعلامیه سه جانبه ای تمامیت اراضی اسرائیل و مرزهای عربی را تضمین کردند . ولی حوادث مرزی بین اعراب و اسرائیل ادامه یافت .

ژوئیه 1956 : چون مصر با کشورهای کمونیست قرار دادهایی بسته بود ، آمریکا از ساختن سد آسوان منصرف شد و عبدالناصر کانال سوئز را ملی اعلام کرد .

اکتبر 196 : نیروهای فرانسه ، انگلستان و اسرائیل علیه مصر وارد نبرد شدند . اسرائیل صحرای سینا را اشغال کرد .

نوامبر 1956 : بر اثر فشار آمریکا و شوروی آتش بس اعلام شد و 6000 تن از سربازان صلح ملل متحد ، در مصر مستقر شدند و فرانسه و انگلیس نیروهای خود را فرا خواندند .

فوریه 1957 : آمریکا از حق استفاده اسرائیل از خلیج عقبه برای کشتیرانی جانبداری و حمایت کرد .

مارس 1957 : نیروهای سازمان ملل متحد در مرزهای اسرائیل و مصر و نوارمرزی غزه مستقر شدند .

ژوئیه 1958 : در لبنان و عراق جنگهای داخلی آغاز شد . به تقاضای لبنان ، تفگداران دریائی آمریکا در خاک این کشور پیاده شدند و انگلستان به ( امان ) نیروی کمکی فرستاد .

 مارس 1960 : سن کوریون اعلام داشت اسرائیل قصد دارد مسیر رود اردن را منصرف نماید تا بتواند صحرای (( نگف )) را آبیاری نماید . اعراب به مخالفت پرداختند .

سپتامبر 1962 : در یمن شورش شد و جنگ داخلی در گرفت . نیروهای مصر به جمهوری یمن رفت تا علیه نیروهای امیر یمن نبرد کند .

فوریه 1966 : جناح افراطی حزب دست چپ بعث ، دست بیک کودتای نظامی در سوریه زد . و از آن پس ، حوادث مرگبار و خونین بین دو کشور اسرائیل و سوریه آغاز شد .

اوت 1966 : پرزیدنت جانسون مرزهای خاور میانه را بصورتی که هست ، تضمین کرد .

نوامبر 1966 : سوریه و مصر قراردادی برای ایجاد سازمان دفاع مشترک تحت فرماندهی واحد امضا کرد .

مه 1967 : مبارزات سرحدی اسرائیل و سوریه آغاز شد و در یک حادثه مرزی 6 هواپیمایی ملک سوریه منهدم گردید .
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 21:6 توسط |

 

لینک گزارش خبری این نشست  : http://www.shabestan.ir/newsdetail.asp?msg=succ&newsID=86061214221630

گزارش تصویری ازجلسه مشترک کادر مرکزی مجمع فرهنگ پژوهان شرق با معاون محترم سیاسی و اجتماعی فرماندار تبریز و ریاست محترم سازمان ملی جوانان استان و سردبیرهفته نامه تبریز 

 

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 20:59 توسط |

بخش اول

  قدرت الله پیشنماززاده  

دو سه سالی هفته ای یکی دو جلسه تحت عنوان کتاب شناسی نسخه های خطی در پای صحبت استاد شادروان محمد تقی دانش پژوه می نشستم که نتیجه آن فهرست راهنمای نسخه های خطی کتابخانه ملی ملک گردید که قسمتی از آن به چاپ رسیده است . این نوشته بر اساس یادداشت ها و نوشته ها و گفتارهای استاد دانش پژوه تهیه شده و برخی از منا بع و مراجع دیگر نیز مطالعه و مراجعه شده است . یاد کردن از دانش پژوه (( یاد یادآوران )) است ، چرا که ایشان در تمامی سطور نوشته های خویش تلاش بر یاد کتاب ها و نوشته های پیشینیان فرهنگی این مرز و بوم داشت . و از پروردگار سپاسگزارم که همواره از راهنمایی ها و آموزش های عالمانه جناب آقای ایرج افشار به قدر استعداد خویش بهره می برم .

 

اندکی درباره تاریخچه فهرست نگاری

دانش شناساندن کتاب ها در نوشته ها و یادداشت ها و دفتر ها و کتاب های نویسندگان از دیرباز رایج بوده و دانشمندان بیش از پیش با خواندن این گونه آثار و با آگاهی از این گفتارها سود فراوان می برده اند . فهرست نگارشهای افلاطون که دانشمندان از آن بهره می بردند و بدان می پرداختند یکی از فهرست های کهن می باشد . نوشته های افلاطون که به چهار تایی و یا پنچ بخش سه تایی (( بخش )) کرده اند . تراسولوس Trasyile رودرسی ستاره شناس نامور یونانی (36 م ) آنها را به چهار تایی (( رابوع )) بخش کرده است . ابن الندیم و قفطی آورده اند که ثاؤن ریاضی دان سده دوم گفته است : افلاطون نگارش های خود را چهار به چهار ( رابوع ) بخش می کرد . برای هر مرتبه چهار کتاب معین نموده است . خزرجی که چهل و پنچ نگارش از افلاطون می شمرد به فهرست رابوع تراسولوس تزدیک است . استاد دانش پژوه در فهرست نسخه های خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران در توصیف نسخه ای از آداب ارسطو آورده است : از نگارش های ارسطو سه فهرست در دست است : یکی (( دیو گنوس لائرسیوس )) دوم از گمنام . گویا از (( هسوخیوس ملیتوسی )) قفطی و خزرچی که از بطلمیوس رو می گرفته اند درباره این سه فهرست در Homelin  ... LesystemedAristote ص 13 – 17 بررسی شده است . درباره نشر کتاب های ارسطو هم استاد دانش پژوه آورده است : در جغرافیای استرابون و نیز زندگی مردان نامور پلوتار خوس داستان نگارش های ارسطو و نامه نگاری او با اسکندر درباره نشر کتاب های سماعی در میان توده مردم آمده است . جالینوس نیز برای نگارش های خود دو فهرست نوشت : یکی در دو گفتار و در 27 فصل که نخست از کتاب های پزشکی آورده و در دومی فلسفی و ادبی یاد نموده است . ابن الندیم در کتاب الفهرست خود نگارش های جالینوس را فینکس یا بینکس خوانده است . در عیون الانباء هم با این نام بر می خوریم . در عیون الانباء آمده است که حنین بن اسحاق دفتری دارد به نام کتاب فیما یقرء قبل کتب افلاطون و دفتری درباره نگارش های ترجمه نشده جالینوس و نگارش هایی که جالینوس در فهرست خود یاد ننموده تحت عنوان (( کتاب فی مراتب قرائه جالینوس )) که در آن روش خواندن کتاب های جالینوس آمده است . برای نگارش های بقراط هم فهرست نوشت و روشن کرد کدام از خود اوست و کدام را به او نسبت داده اند . به نام کتاب فی کتب أبقراط الصحیحة و غیر الصحیحة که حنین بن اسحاق هم آورده است . سر گذشت نویسان یونانی مانند دیو گنوس و فرفوریوس که نگارش های فیلسوفان باختری را فهرست کرده اند ، حنین بن اسحاق ، ابو سلیمان سگزی ، ابن الندیم و بیهقی و قفطی و  خزرجی از آنها پیروی کرده اند . حنین بن اسحاق می گوید : نویسندگان گاهی از روی نادانی یا برای اینکه بگویند ما بسیاری از نگارش های جالینوس را داریم ، دفترهایی از آن او نشان می دهند که دیگران پیش از او به آن پرداختند یا کسی از نوشته های او گزین نمود یا از جنگی دارای چندین گفتار که نخستین آنها از او بوده است ، دیده شده و آنان نتوانستند آنها را از هم باز شناسد . هم او کتاب هایی را که به سبک و شیوه جالینوس نیست فهرست کرد . و نیز آنچه را که ترجمه شده و پاره ای که نشده برای علی بن یحیی ستاره شناس سیاهه داد و گفتاری دارد که در آن کتاب هایی که در فهرست نگارش های جالینوس نیامده نشان داده است و خزرجی از روی همه اینها فهرست کتاب های جالینوس را نوشت . استاد دانش پژوه می نویسد : متن فهرسن نخستین جالینوس و پاره بازمانده از دومین فهرست ، نخستین بار در ونتکیا به سال 1525 جزء دوره نگارش های او به چاپ رسید . فهرستی که حنین بن اسحاق نوشته به نام (( ترجمه های سریانی و تازی نگارش های جالینوس )) از روی نسخه استانبول یا ترجمه . BergstrasserG در Anhanlungen furdie  Kunde de morgenlandes  ج 17 و 19 به سال های    32 – 1925 چاپ شده است . در آن آگاهی هایی از نگارشهای ابقراط هم هست . فهرست دیگری از نگارش های جالینوس در 1483 به نام بخش و رده بندی و شماره نگارش های جالینوس به چاپ رسید که از کهن ترین فهرست های چاپ شده می باشد . از کهن ترین فهرست های چاپی ، دو فهرست یاد گردید که از Saintjerom  ، de Gennad  که در 1467 از چاپ در آمد از فهرست یا سیاهه ای مربوط به نهم میلادی که آن هم سرگذشت نامه قدیسان و پاکان بوده و در دیر Saint Gall گذاردند . از فهرست های کهنی که در اسلام یاد گردیده است ، فهرست کتابخانه مأمون عباسی است که مشکویه رازی در داستان جاویدان خرد آورده است . حسن سهل گفت : یک روز مأمون گفت : از کتب کدام اختیار است ؟ و من کتب بر می شمردم تا به تفسیر قرآن رسیدم و گفت کلام خدای با هیچ چیز مشابهت نکنند . هم چنین کتب عجم یاد می کردم ، تا نام جاودان خرد بردم . (( فهرست کتبخانه )) بخواست و تأمل کرد و ذکر این کتاب نیافت . ابن الندیم از دفتر کهنی در گنجینه مأمون نیز یاد می نماید . از داعی باطنیان ، شیخ عبدان که ستاره شناس و داماد و جانشین حمدان قرمط بودهکه فهرستیبرای نگارشهای خود ساخته نیز از کهن ترین فهرست ها یاد کرده اند . (( گفته که وی چندین دفتر ساخته و از میان همانندان خویش بیشترین نگارش را دارد . ولی بیشتر آن را دیگران نوشته و به او نسبت داده اند . گویا بیشترش در سفینه خواجه طوسی مانده است . تاریخ الکتب ابوالحسن علی ابن الکوفی 254 – 348 ) را هم نباید از یاد برد که همانند آن همان الفهرست ابن الندیم است که تاریخ هم هست . فهرست کتابخانه بیت الکتب ری که از آن صاحب بن العباد طالقانی بوده است . دانش پژوه از معجم الادباء چاپ اروپا     ، ج 2 ، ص 315 آورده است : ((کتاب های آن به اندازه چهار صد یا هفتصد بار شتر می شده است و 117 هزار نسخه گرانبها در آن جا بود . محمود سبکتکین ( 388 – 421 ) هنگامی که به ری رسید بود گفته اند که در آن جا نگارش های رافضیان و بدعت گذاران هست ، او هم هر چه دفتر های کلامی در آن جا بود بیرون آورد و دستور داد بسوزانندو ابوالحسن علی زید بیهقی ( 565 م ) می گوید که من آنجا را پس از سوزاندن محمود دیدم ، فهرست آن به ده مجلد می رسید . ))

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 22:10 توسط |

 بخش دوم  

                                                                                                   

قسم دیگر فروش کتاب دست دوم است ، یعنی کتبی که توسط اشخاص به عللی مختلف به فروش می رفت . در کتب و قصص و اخبار اطلات متنوعی ازین نوع خرید و فروش به دست می آید ، مانند آنکه کتابهای جعفر بن احمد مروزی پس از وفاتش از اهواز به بغداد حمل شد و در محلی به نام طاق الحرانی متصل به سوق الوراقین در سال 274 هجری به فروش می رفت . ( الفهرست ص 214 )

یا آنکه کتابهای ابو معاذ عمر بن شبّه را پسرش ابو طاهر به ابوالحسن علی بن یحیی فروخت . ( الفهرست ص 163 )

یا آنکه ابوالفتح نحوی نوشته بوده است که در جائی خواندم که ابوبکر بن درید گفته بوده است که یکی از وراقان کتاب العین خلیل بن احمد را که به خط همو بود در سال 248 از خراسان به بصره آورد . این کتاب در چهل و هشت جز ء بود و به پنچاه دینار فروخته شد .( الفهرست ص 64 )

یا آنکه بقول هندو شاه نخجوانی (( زنی بگذشت و سبدی پر از اوراق و کراریس و کاغذ کهنه ها با او بود می فروخت . آن را به اندک چیزی خریدم و چون اوراق و اجزاء را تفتیش کردم در آن میان دفتری یافتم به خط ابو علی بن مقله ... )) ( تجارب السلف ص 262 ))

تهیه کتاب از سرزمین های دور و مختلف برای کتابخانه های بزرگ همواره مورد نظر صاحبان آنها بوده . ابن ندیم نوشته است که ابو سهل بن نوبخت گفت که اردشیر بابکان مردمی را به هندوچین و روم اعزام کرد تا از کتابهای آن ممالک نسخه برداری کنند و مقدار کمی هم از عراق جمع کرد و نیز گوید که شاپور پسر اردشیر و انوشیروان نیز همین شیوه را دنبال کرده اند ( الفهرست ، ترجمه فارسی ص 437 ) . نظیر این قصه یا حقیقت را برای اسکندر هم در کتب نوشته اند .

نیز ابن ندیم در الفهرست نوشته است که مامون جمعی را به سرزمین روم فرستاد تا مقداری کتب موجود در آنجا را برای بیت الحکمه او در بغداد بیاورند . از همین کتابهاست که قسمتهایی را مترجمان اولیه از زبانهای یونانی و سریانی به عربی در آوردند . ( الفهرست ترجمه فارسی ص 444 )

 

 

اهداء کتاب

کتاب از راه بخشش وارث هم به تملک اشخاص می رسید . هم اکنون نسخ خطی متعدد موجود است که پشت آنها نام اهداء کنندگان و گیرندگان ثبت شده است . از مهمترین بخششها اهدای کتابخانه قفطی به توسط خود اوست بهای آن کتابخانه پنجاه هزار دینار بود . چون وارثی نداشت به ملک ناصر صاحب حلب تقدیم کرد (مقدمه فارسی تاریخ الحکمای قفطی ص 19 بنقل از فوات الوفیات ابن شاکر 2 : 192 ) .

ازین نوع نسخه باید نسخه هایی اشاره کرد که توسط مولفان ، کاتبان ، هنرمندان برای خزانه و کتابخانه خلفاء و پادشاهان و امراء و صدور و دانشمندان کتابت و اهداء شده است و طبعاً ابتدا به تملک اشخاصی در می آمد که کتاب برای آنها تهیه می شد و البته بعضی اوقات هم طبق دستور و شفارش کتابت می کردند . مانند بسیاری از نسخ که اکنون در کتابخانه سلطنتی محفوظ است. بطور مثال قرآنی را ذکر می کنم که اسد اللّه شیرازی نوشته و چنین رقم کرده است : (( حسب الاشاره اعلی حضرت ناصرالدین شاه ...... اسداللّه شیرازی سنه 1268 )) ( احوال و آثار خوشنویسان ص 63 ) .

مرسوم بر این بود که این نوع نسخ را به تناسب مقام و منزلت کسی که نسخه برای اهدا< بدو تهیه می شد آراسته می ساختند و نام و القاب او را معمولاً داخل ترنج ثبت می کردند . درینجا چند تا را بطور نمونه ذکر می کنم .

-             برسم خزانه سلطان الاعظم و خاقان الاعدل سلطان شاه رخ بهادر خان ......... ( نسخه رساله ای در سلوک ملوک از تالیفات جلال قائنی هروی در کتابخانه وین که کراباچک عکس شمسه آن را نقل کرده است ) .

برسم کتبخانه شاهزاده

                           مه برج تمکین گل عیش و شادی

سپهر کمالات بهرام مرزا

                          که مثلش کسی نیست در هیچ وادی

چو تاریخ اتمام پرسید گفتم

                          ابوالفتح بهرام . عادل نهادی

( از مرقّعی که دوست محمد هروی برای بهرام میرزا صفوی در سال 951 تهیه کرد و اکنون در خزینه اوقاف استانبول است ، احوال و آثار خوشنویسان ص 190 ) .

-     برسم خزانه سلطان الاعظم الاعدل مغیث الدنیا والدین ابوالفتح ابراهیم سلطان ( نسخه انیس الناس متعلق به کتابخانه مجلس شورای ملی ) .

-     لخزانة کتب الامیر الاسفهسلار الاجل الکبیر العالم العادل الموید المظفر المنصور حسام الدوله والدین رکن الاسلام والمسلمین عرس الملوک والسلاطین سید الامراء ابی الحسین علی بن عمر مال ( کذا ) اطال اللّه بقاه ( نسخه مورخ 586 گیهان شناخت ، بنقل از یادداشتهای قزوینی 6 : 290 – 294 )

-     برسم خزانه کتب ملک الوزراء .... الدین عماد الاسلام .... بن عزیز الدین بن سیف بن الصاحب السعید نظام الدین ( نسخه فوائد السلوک متعلق به کتابخانه ملی ملک شماره 4014 ) .

-     برسم مطالعه حضرت آسمان شکوه خداوندگار عالمیان پشت و پناه اسلامیان الموید من السماء والمظفر علی الاعدا مغرب الحضرة العلیا ... بدر الدوله والدین لولو مداللّه ظله علینا ( نسخه جوامع الحکایات عوفی جلد دوم مورخ 715 چاپ شده بصورت عکسی . تهران ، کلاله خاور 1335 شمسی ) .

-     برسم کتب خانه شهریار ابوالفتح بهرام جم اقتدار ( نسخه مخزن الاسرار بسیار ممتاز زر کشیده که متعلق به دکتر رضا صحت بود و اینک در کتابخانه آستان قدس رضوی است ) .

-     برسم خزانه الکتب السطان الاعظم ....غیاث السلطنة والدنیا بایسنغر بهادر خان ( نسخه شاهنامه و خمسه خط محمد بن مطهر بن یوسف نیشاری مورخ 833 – کتابخانه ملی ملک ) .

-     نسخه ای از غزوات مورخ محرم سال 776 هجری که به خزانه علاء الدین محمد ( ظاهراً از وزراء ) تقدیم شده بوده است ( متعلق به کتابخانه اصغر مهدوی ) .

-     برسم خزانه .... ابوالفتح پیر بوداق بهادر خان ... من رشحات اقلام مولانا یوسف امیری ( نسخه دیوان امیری به خط میر شرف الدین حسین مشهدی در ایا صوفیه از آثار واحوال خوشنویسان مهدی بیانی 156 ) .

     

 

 

   غارت کتاب

غارت کتاب از سوانح مهمی است که در تاریخ کتب اسلامی قابل مطالعه است . در اغلب حادثه ها و وقعه های تهاجمی و جنگی که در طول تاریخ ایران و ممالک دیگر دیده می شود از غارت کتب اخبار و نشانها دیده می شود .

درباره غارت کتب ایران در هجوم اسکندر و هنگام فتح اعراب نظرهایی ابراز می شود که هنوز بطور تحقیق کیفیت و کمیت قضیه کاملاً روشن نیست و درباب آن بحثی نمی کنیم .

در ترجمه حال ابن سینا راجع به غارت کتب او روایتی در کتب تواریخ حکما از جمله درة الاخبار و لمعة الانوار ( ص 42 ) و نیز در ترجمه تاریخ الحکمای شهرزوری آمده است بدین صورت که کتاب انصاف او که از تصانیف مهم او بود در جنگ ابوسهل زوزنی با علاء الدوله ضمن اسباب و آلات دیگر آن عالم به غارت رفت ( تاریخ الحکمای شهرزوری ترجمه فارسی به نام کنزالحکمه 2 : 135 ) .

در کتاب مسامره الاخبار و مسایرة الاخیارتالیف محمود بن محمد مشهور به کریم قسرائی که در باب تاریخ سلاطین سلجوقی در روم شرقی است اطلاعی از غارت کتب قاضی صدر الدین توسط نظام الدین یحیی وزیر خراسان که در سال 699 مامور جمع آوری مال ( = مالیات ) روم شده بود غارت برد بدین عبارت : (( در توقات عورات قاضی صدر الدین مقتول را بدست عوانان ظلمه ... باز داد . بعد از آنکه دویست مجلد کتب نفیس او به غارت برد بیست هزار دینار و تبرکات . املاک او ... در حوزه و حصول آورد .. )) ( ص 259 ) .

این نوع غارت که به دستور مردی دیوانی و مطلع و کتابدوست انجام شده از باب امحاء و بی توجهی به کتاب نبوده است . نظیر آن نیست که مغولها در بخارا کردند و صندوق قرآن و کتب را به آخور اسبان بدل کردند و شرح آن در تواریخ عصر مغولی آمده است از جمله حافظ ابرو در ذیل جامع التواریخ بدان اشاره ای دارد که اوراق و مصاحف و کتب را در زیر دست و پای آوردند ( ص 122 ) . عمل غارت نظام الدین یحیی به قصد تملک کتب و نقل به کتابخانه شخصی بوده است ، زیرا قدر کتب نفیس را می دانسته .

از کتابخانه های مهمی که در غارت از میان رفت کتابخانه ربع رشیدی تبریز ( تاسیس رشید الدین فضل الله طبیب و وزیر و مؤلف جامع التواریخ ) است . حافظ ابرو در ذیل جامع التواریخ درباره آن می نوبسد : (( ... زیادت از هزار خانه که بدیشان منسوب بودند نیز غارت کردند و از ربع رشیدی و خانه های وزیران چندان مرصعات و نقود واقمشه و امتعه و کتب نفیس بیرون آوردند که شرح آن را مدتی باید )) ( ذیل جامع التواریخ ص 151 ) .

کتب کتابخانه های ایران بارها مورد هجوم و غارتقرار گرفت . یک مورد مهم دیگر دوره هجوم افغانان است در اصفهان . شیخ محمد علی حزین ذیل وقایع (( حادثه اصفهان و استیلای افاغنه )) درین باب می نویسد    : (( و بر من در آن احوال روزگاری گذشت که عالم السرایر بدان آگاه است و بر آنچه دست قدرتم می رسید صرف کردم و بغیر از کتابخانه چنان چیزی در منزل من باقی نمانده بود و با وجود بی مصرفی قریب به دو هزار مجلد کتاب را نیز متفرق ساخته بودم و تتمه در آن خانه به غارت رفت . )) )تاریخ حزین ص 55 )

 

 

بهای کتاب

درباره بهای کتاب در قرون مختلف اطلاعات مفید داریم . یک دسته مطالبی است که در کتابهای تواریخ و مراجع قدیم مندرج است . دسته دیگر بهای کتابهاست که پشت اوراق بعضی از نسخه ها ضبط شده . یک دسته هم بهای کتابهایی است که طبق سفارش اشخاص کتابت و تهیه شده و بر روی بعضی از نسخه ها بهای کاغذ و کتابت و جلد آنها محاسبه و ضبط شده است  ولی موضوع بحث در مقاله جداگانه ای خواهد بود .

از مواردی که در کتب قدیم راجع به بهای نسخه ها دیده ام شرح مندرج در راحة الصدور راوندی حکایت از بی ارزشی بهای کتب در هنگام جنگها و صدمات ناشی از هجوم لشکریان می کند .

مؤلف کتاب مذکور می نویسد : (( و در شهر سنه ثمان و تسعین و خمسمائه ( 598 ) در حمله عراق ( یعنی صفحات مرکزی ایران ) کتب علمی و اخبار و قرآن را به ترازو می کشیدند و یک من به نیم دانگ می فروختند و قلم ظلم و مصادرات بز علما و مساعد و مدارس نهادند  و همچون از جهودیان سر گزیت ستانند در مدارس از علما زر می خواستند . )) ( ص 33 )

امروز تصور می کنیم که نسخه خطی گران است ولی در دنیای قدیم هم کتاب چندان ارزان نبود . یگانه علتش کمیابی کتاب بود . کتابهائی  که مخصوصاً به خط اهل علم و یا آثارآنان بود کمیاب بود و به گرانی به فروش می رفت .

ابن ندیم دو مورد ذکر می کند که مؤید این نظر است یکجا می نویسد که یحیی بن عدی گفت که از ابراهیم بن عبدالله نصرانی خواسته بودم که قسمت سوفسطیقا و قسمت خطابه و قسمت شعر ارسطو و ترجمه اسحق را به پنجاه دیناربه من بفروشد و نفروخت ( ص 461 ترجمه فارسی ) . باز از همو نقل می کند که گفت شرح اسکندر افرودیسی بر کتاب السماع و کتاب برهان را جزء ماترک ابراهیم بن عبدالله نصرانی دیدم و یکصدوده دینار بهای آنها مطالبه می کردند . رفتم که وجه آن را تهیه کنم اما در بازگشتن معلوم شد که آن دو کتاب با کتابهای دیگر به مردی خراسانی به سه هزار دینار فروخته شده بود (‌ترجمه فارسی الفهرست ص 461 ) .

البته گاه کتب گرانقدر به واسطه احتیاج فروشنده یا بی اطلاعی او به ارزانی به فروش می رفت . حکایتی که ابن سینا در شرح حال خود برای شاگردان و از جمله ابوعبید جورجانی نقل کرده است نمونه ای ازین قضیه است . آن حکایت به نقل از تاریخ الحکمای قفطی ( ترجمه فارسی قرن یازدهم ) چنین است : (( درین اثنا روزی وقت عصر در بازار وراقین ( بخارا ) حاضر گشتم دلالی را دیدم مجلدی در دست دارد و بر آن ندا می کند . آن را بر من عرض کرد . من آن را بر وی رد کردم . مرد کسی که به تنگ آمده باشد از چیزی و اعتقادش آن باشد که فایده ای در آن نیست پس دلال گفت بخر این کتاب را که بسیار ارزان است و به سه درهم فروشم که صاحبش به ثمن آن محتاج است . چون چنین گفت بخریدم آنرن و آن خود کتابی بود از مؤلفات ابی نصر فارابی در بیالن اغراض کتاب مابعدالطبیعه ... )) ( تاریخ الحکمای قفطی – ترجمه فارسی ص 558 ) .

بهای کتاب به علاقه و شوق خریدار هم مرتبط بود . از جمله در مورد قفطی مؤلف تاریخ الحکماء گفته اند که کتابفروشان و وراقان از هر گوشه به محضر او می آمدند و برو کتاب عرضه می کردند . او کتابها را به دو برابر بها می خرید ( مقدمه ترجمه فارسی تاریخ الحکمای قفطی ص 19 بنقل از فوات الوفیات ابن شاکر 2 : 192 ) .

 

 

یکی از نکته های دقیق در تاریخ کتاب اسلامی موضوع وقف آنهاست . چه بسیار کتابخانه ها و نسخ خطی که بطور منفرد یا در یک مجموعه به تملک وقف درآمده است و هنوز آثار وقفیت بر روی نسخه ها دیده می شود . از عده کثیری دیگری هم که قرنها وقف شده است هیچ نوع خبری و اثری در دست نیست ، مانند کتبی که مرزبانی ادیب مشهور زبان عربی به خط خویش نوشته بود و بقول ابن الندیم بیش از بیست هزار ورق بود و همه را وقف کرده بود ( الفهرست ترجمه فارسی ص 221 ) یا کتبی که میرزا مهدی خان استر آبادی وقف کرد و شرح آن را در مقدمه دره نادره نوشته است .

از همین نوع کتابهایی است که بر مدرسه انو شروان بی خالد در کاشان وقف شده بود و در تجارب السلف هندوشاه در باب آن می خوانیم که (( و کتابهای بسیار بر آن مدرسه وقف کرد ... آن مدرسه و کتابخانه معمور بود و اما اکنون که ماه محرم است سنه اربع و عشرین وسبعمائه ( 724 ) شنیدم که آن مدرسه خراب شد و کتابخانه ها بر افتاد )) ( ص 301 )

یک نوع از موقوفات درباره کتب اوقافی بوده است برای مصارف وصالی و مرمت آنها . مضمون وقفنامه ای که درین باره دیده ام و بر سنگ حک شده و بر دیوار حسینیه ای در عقدا ( میان نائین و یزد ) نصب است چنین است که : وقف نمود سلالة السادات حاجی میرزا حسن عقدائی سی کرت زمین باغده عقدا ... و ده کرت آن مرحومه زوجه میرزا علی وقف نمود . پنج کرت آنرا بر صحافی قرآن مسجد و ... )) ( یادگارهای یزد جلد اول ص 454 )

از نسخ وقفی تعداد کثیری در کتابخانه ها و گاه نزد اشخاص دیده می شود ، مانند کتب وقفی شاه عباس بر آستان قدس رضوی و آستانه قم و آستانه حضرت عبدالعظیم ( شهر ری ) و نادر شاه بر آستان قدس .

وقف کردن کتب خطی در عصر ما از مرسوم نیفتاده . اشخاصی چند مانند علی اصغر حکمت ، خانبابا مشار کتب خطی خود را بر آستان قدس رضوی و سید محمد طباطبائی و جمال امامی بر مجلس شورای ملی ، سید محمد مشکوة ، خاندان امام جمعه کرمانی علی اصغر حکمت بر کتابخانه مرکزی دانشگاه . حاجی محمد آقا و حاجی حسین آقای نخجوانی بر کتابخانه ملی تبریز وقف کرده اند . از مهمترین مجموعه های خطی کتابخانه حاجی حسین آقای ملک است که بر آستان قدس رضوی وقف شده است .

بر قرآنی که در سال 421 بر آستان قدس ( مشهد رضوی ) وقف شده یک بیت شعر کتابت شده است که مضمون آن در شرائط مربوط به وقفنامه های دیگر نیز دیده می شود و آن از نوع نفرین برای کسی است که کتابهای وقفی را بدزدد . آن شعر این است :

ای هر که بدزدد این کراسه

                        ایزدش بدهد مرگ به تا سه

( نامه آستان قدس رضوی ح 8  ش 3 ص 12 )

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 20:15 توسط |

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 19:32 توسط |

بخش اول

 

 قزوین

 

  شهر قزوین دارای 88106 نفر جمعیت است که از عده 47928 نفرشان مرد و40178 نفر دیگر را زنان تشکیل میدهند . در این شهر تعداد مردان 7750 نفر بیشتر از زنان است .

   تعداد قزوینیهای اصیل که در این شهر متولد شده اند 75679 نفر است . تعداد 3304 نفر از جمعیت قزوین متولد شهرهای مختلف استان مرکزی،8814 نفر از متولدین شهرستانهای سایر استانها است ، و 309 نفر نیز متولد خارج از کشور هستند که در قزوین زندگی میکنند .

   در قزوین 17015 خانوار زندگی میکنند . 21 پسر10 تا 14 ساله رئیس خانواده هستند و همچنین 8 دختر15 تا 19 ساله ریاست خانواده های خود را بر عهده دارند . 1170 خانواده نیز تحت سرپرستی زنان اداره میشود.

   16436 نفر از مردان 10 سال به بالای قزوین ، و 15430 نفر از زنان بالای 10 سال این شهر ازدواج کرده و دارای همسر میباشند .

   زنان قزوین 3529 نفرشان شوهر مرده و فقط 250 نفرشان بعلت طلاق بیوه شده اند !

+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 18:26 توسط |

 

بخش اول

ایرج افشار

مقدمه

مراد از نسخه های خطی اسلامی آثاری است که به خط عربی و به زبانهای عربی ، فارسی ، ترکی جغتایی ، ترکی استانبولی ( لهجه قلمرو عثمانی ) و اردو و مقداری هم به زبانها و لهجه های اردو ، کردی ، پشتو ، بلوچی و بعضی لهجه های دیگر مربوط به این زبانها کتابت شده است .

اکثریت نسخه های خطی اسلامی به زبان عربی است ، این زبان هم زبانی دینی مردم مسلمان بوده است و هم قرنها زبان علمی قلمرو اسلامی جهان . در مرتبه بعد نسخه های فارسی قرار دارد اما نسخه های فارسی از حیث کیفیت هنری و آرایش گری بر نسخه های زبانهای دیگر ارجحیت دارد .

هنرمندان باریک اندیشه ایرانی در قرآن کریم و متون ادبی فارسی و کتبی نظیر صحیفه سجادیه و کلمات قصار و ادعیه ، ذوق و استعداد خود را به نهایت استاذی به مرحله جلوه رسانیده اند .

عده ای از متون زبان فارسی میدانی گشاده تر و آماده تر برای هنروری آنها بوده است ؛ مثل شاهنامه ، خمسه نظامی ، مثنوی مولانا ، کلیات سعدی و دیوان حافظ و عده ای از آثار جامی و بسیاری از منظومه های حماسی و عاشقانه و دینی دیگر که جای نام آوردن از آنها درین مقال نیست .

بطور کلی می توان گفت که سهم ایرانیان در ایجاد نسخه های خطی آرایشی و مزین و اصولاً در گستردن (( تمدن کتابی )) اسلامی بیش از از سایر  اقوامی است که به دین اسلام گرویده اند .

نسخه های مربوط به زبان ترکی به دو گروه تقسیم می شود . یک دسته آنهاست که به زبان ترکی جغتائی است و اغلب در صفحات خراسان و ماوراءالنهر نوشته شده . آثار باقی مانده مربوط به این زبان را در کتاب با ارزش هوفمن هلندی باید شناخت . دسته دیگر آنهاست که به زبان ترکی رایج در ولایات و متصرفات روم شرقی ( عثمانی ) به رشته تحریر در آمده است و ما امروز آن را ترکی استانبولی می نامیم .

نسخه هایی که در زبانهای  کردی اردو ، بلوچی و پشتو دیده می شود اکثراً از آن دو سه قرن اخیر است .

در اینجا باید به یک نوع خاص از نسخه های خطی فارسی اشاره شود و آن نسخه هایی از آثار زبان فارسی به خط عبری است که در اصطلاح فرنگی به Judeo-Persian   می گویند .این کتابها در سالهای اخیر مورد تحقیق دقیق عده ای از ایران شناسان خارجی قرار گرفته است . برای این نوع نسخه ها نگاه کنید به مقاله دقیق آسموسن که به زبان انگلیسی انتشار داده است .

 

انواع نسخه ها

نسخه های خطی را از نظر گاه جغرافیائی نیز می توان مورد سنجش قرار داد . از ظواهر هر نسخه ( یعنی خط ، جلد و آرایش آن ) می توان حکم کردئ و البته بطور نسبی دریافت که نسخه مورد نظر در کدام پوشه از پهنه اسلامی جهان به وجود آمده است .

بطور کلی شیوه هایی که درین زمینه قابل تحدیدست عبارت است از ایرانی ( که خود به دسته هایی مانند تبریزی ، شیرازی ، اصفهانی ، هراتی ، بغدادی ، سمرقندی قابل انقسام است ) ، هندی ، رومی ( یعنی آنچه در صفحات شامات و اناطولی و روم شرقی نوشته شده و اصطلاحاً ترکی هم گفته می شود ) ، ماوراءالنهری ( بیشتر مربوط است به اسلوبی که از عهد صفوی در صفحات شمالی خراسان پیدا شد . ) ، مغربی ( مراد آنهاست که در صفحات مغرب – به اصطلاح قدیم آن – یعنی سودان و مراکش و قسمتهای اسلامی افریقا تحریر شده است ) ، حجازی و یمنی .

نسخه های خطی از دیدگاهی دیگر نیز تقسیم پذیر است . مراد شیوه ای است که در طرز کتاب و میزان آراستگی و نحوه ترکیب نسخه به کار رفته و بطور کلی به شرح مذکور در ذیل است :

نسخه های آرایشی و هنری یعنی آنها که به خط خوش و با جدول و تذهیب و تشعیر و سر لوح و شمسه و ترنج و پیشانیو لچک و گاه با مجالس و صورتها ترتیب یافته یا اوراق آنها را زرافشان کرده اند و از حیث تجلید هم دارای جلدهای سوخت معرّق ، ضربی یا روغنی بوده است .

این نوع نسخ همواره گرانبها بوده و اکثراً (( برسم خزانه )) ملوک و امراء و وزرا و بزرگان دیگر نوشته شده است . اصطلاحاً نسخ ممتاز از این نوع را (( سلطنتی ))( شاهانه ) می گویند . در قدیم ، گاه این نوی نسخ را که برای سلاطین نوشته می شود به قطع بزرگ ( تقریباً به اندازه روزنامه های امروزی ) می ساختند . به همین ملاحضه است که به یک نوع کتاب قطع بزرگ (( سلطانی )) می گفتند .

دگر نسخه ها است که به منظور استفاده و در اختيار داشتن توسط مردم عادي يا دانشمندان استنساخ شده است و از هر نوع تزئین و آرایش عاری است ، مگر اینکه در بعض موارد نویسنده نسخه از شنگرف برای عنوانها و نقطه گذاریها و نشانها استفاده می کرده است و آنها را میتوان ((کتابتی )) خواند .

نسخه هایی که به خط خوش کاتبان و خوشنویسان حرفه ای کتابت شده و کاتب نسخه چنین خدمتی را با دریافت اجرت انجام می داده است . این نسخ ممکن است که ضمناً آرایشی هم باشد . گفتن اصطلاح (( تحریری )) احتمالاً در مقابل (( کتابتی )) عاری از مناسبت نیست .

(( نسخه های خط مولف )) که از مهمترین انواع است به سبب اعتبار صحت ضبط آن و نیز به علت در دست داستن خط علما و دانشمندان واجد اهمیت خاص است .

نکته ای را هم پیش از ختم این مبحث باید یادآوری کرد و آن ادامه سنت نسخه نویسی اسلامی در صنعت چاپ کتاب است ، بدین معنی که در آغاز آشنا شدن ممالک اسلامی با این صنعت ، طرز صفحه بندی و آرایشگری درون و برون کتاب چاپی منطبق بود با آنچه در نسخه های خطی مرسوم بود . در کتبی که به چاپ سنگی طبع شده مخصوصاً سنت قدیم کاملاًرعایت می شده است .

 

 

تهیه و تملک و وقف

دوران زندگی یک نسخه خطی و دست به دست  گشتن و به سفرها رفتن آن بسیار خواندنی و عبرت آموزست . چه بسیار که یک نسخه خطی در طول حیات یک هزار ساله خود صدها مرحله را پیموده وبه چند ده کتابخانه بزرگ وارد شده و به دست سلاطین و وزیران لمس شده و دانشمندان و شاعران نامور آن را خوانده اند . چه بسا که چند بار ، به غارت رفته و چند ده بار به خرید و فروخت رسیده و احیاناً هبه و بخشش شده و فرزندی از پدری آن را به مرده ریگ برده است . عاقبت هم یا سوخته یا به آب افتاده و یا موریانه اش خورده . بسیار از نسخه ها خاک شده و در زمین مدفون گردیده است . اما بسا نسخه ها که هنوز در گوشه ای سالم و محفوظ مانده و احیاناً فهرست شده و مورد استفاده علمی قرار گرفته است . بسا نسخه ها هم که بصورت ناشناخته و فراموش شده از چشمها مخزون مانده است .

بی مناسبت نیست که بیت کم ارزشی را که حکایت از سیر و سفر کتاب دارد و در قرون اخیر سروده شده است نقل کنم :

می رود این کتاب البته              تا به بغداد و مصر و کلکته !

با تجسسی که در عده ای متعدد از نسخ خطی کرده ام و سرگذشت جسمی آنها را مورد مطالعه قرار داده ام حوادث و سوانحی را که بر سر آنها آمده اجمالاًبه شرح زیر می توان بازگو کرد .

 

 

خرید و فروش

طبعاً طریقه عادی تهیه نسخه ، خریدن آن بوده است . فروشندگان نسخه ( کتاب ) در قرون اولای اسلامی به نام ورّاقان خوانده می شدند . در آن عصور آنها مردمی بودند که خود به دنیای دانش بستگی داشتند . اغلب کتابشناس و دانشمند و شاعر و احیاناً خوش نویس ( به اقتضای دوره های مختلف ) بوده اند .

اصحاب این حرفه در شهرهای مهم آن روزگاران در راسته بازاری خاص به کسب مشغول بودند ، مانند سوق الّوراقین ( بازار وراقان ) بغداد که ذکر آن در عده ای از کتب از جمله دارالفهرست ابن الندیم ( ص 209 ) و در تاریخ الحکمای قفطی ( ص 575 ترجمه فارسی ) آمده ، یا بازار ورّاقان بخارا که ذکر آن در تاریخ الحکمای شهرزوری ( 2 : 128 ترجمه فارسی ) نقل شده است . دکان وراقان مرکز تجمع و رفت و آمد اهل فضل و ارباب دانش بود .

روایت ابن الندیم در الفهرست آنجا که گوید که جاحظ بعضی از اوقات دکان ورّاقی را شبانه اجاره می کرد و در آنجا می ماند تا خواندن کتب مورد علاقه خود را تمام کند ( الفهرست 169 ) نمونه ای است از این ارتباط ما در جای خود بنحو مبسوطتر به تشریح وضع ورّاقان و حرفه آنها اشاره خواهیم کرد .

در خرید و فروخت کتاب افرادی دیگر دست داشته اند که (( دلالی )) می کرده اند و البته مقام اجتماعی و رتبه علمی وراقان را نداشته اند . عنوان این گروه مردم در کتب و مراجع به همین صورت (( دلال )) ذکر شده است ، مانند ابومحمد عبدالعزیز بن الحسن القاری که راوی و قاری بود و در تاریخ جرجان ذکرش به لفظ دلال الکتب آمده است ( ص 208 ) ، یا شخصی به نام محمد که به دلالی کتاب اشتغال داشت و در درة الاخبار و لمعة الانوار درباره او ذیل احوال ابن سینا می خوانیم که : (( روزی در بازار صحافان طواف می کرد ، محمد نامی دلال کتابی درمزاد انداخته بود ... )) ( ص 31 ) و این حکایت همان حکایتی است که از ابن سینا در باب خرید نسخه ای از آثار ابونصر فارابی توسط دلال در تاریخ الحکمای قفطی ( ترجمه فارسی 558 ) نقل شده است بنابراین مسلم است که دلالان در در امر خرید و فروش موثر بوده اند .

خرید کتب را به دو نوع می توان تقسیم کرد : یکی عبارت بوده است از کتب تازه نویس که اغلب به صورت استکتاب و سفارش دادن تهیه و کتابت می شد . این کاری بود که در قرون اولای اسلامی وراقان بدان می پرداخته اند و در قرون بعد کاتبان .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 18:31 توسط |

رمان نوع ادبی خاصی است که اساساً در عصر جدید ، یعنی مدرن ، و در یک محدوده جغرافیائی خاص ، یعنی اروپای غربی ، به دنیا آمده ، با این استثنا که در چین ، و بعضی از کشورهای کهن سال نیز ، که وارث تمدن و فرهنگ بزرگی بوده اند ، رمان جایگاه مناسبی برای رشد و نمو یافته است . با این حال به نظر ما تولّد رمان ، به معنای مدرن آن در مغرب زمین و در ابتدای قرن هفدهم بوده است ، با چاپ و انتشار دن کیشوت ، به قلم سروانتس در عهد باستان داستانهای خیال انگیزی می گفتند و می نوشتند ، که تا حدودی خصوصیّات رمان را داشتند . در مصر رمان گونه هائی از این دست بوده است و در یونان نیز ، داستانهای شبانی و روایات شگفت انگیز مانند ماجراهای (( لوسیپ و کلیتوفن )) ، بعضی از داستانهای هلیدوردمس ، دافنیس و کلوئه به قلم لونگوس ، با رمان فاصله زیادی ندارند . امّا رمان واقعی با ساتیریکون ، اثر پترونیوس و خر طلائی از تالیفات آپولویس شکل می گیرد . هر چند که (( رمان )) یونانی در قلب امپراتوری روم شرقی تا دوران قرون وسطی تداوم می یابد ، امّا در مغرب زمین اقوام وحشی از راه میرسند و امپراتوری روم را با همه عظمتش با جاروی ستیز می روبند ، و (( رمان )) نیز در این هجوم محو می شود . اقوام وحش سیالها در سراسر اروپا تسلّط خود را حفظ می کنند ، و پس ازآنها نیز تعصبات مذهبی قرون  وسطی نفسها را بند م یآورد . با این حال رمان به شکل های گوناگوندر گوشه و کنار جوانه میزند . و راویان و معرکه گیران در جلو کلیسا ها برای مردم داستانهای جذّاب و گاهی خنده آور نقل می کنند ، و عطش خیال پروری آنها را سیراب می سازند ، و وقایع نگاران برای افراد با سواد حکایات پر ماجرای رزمی می نویسند ، که بسیاری از این داستانها و حکایات ریشه در تاریخ دارند و و از سوی دیگر رزم آوران جنگهای صلیبی دروازه های مغرب زمین را به روی امواج داستانها و روایات شرقی م یگشایند  ، و این امواج که از یونان و مصر و ایران و هند بر می خیزد ، به سراسر مغرب زمین سرازیر می شود .

رمان ((قرون وسطائی )) در قالب های نظم و نثر عرضه می شود .روایات عاشقانه و با احساس ، و داستانهای رزمی و دلاورانه ، علاقمندان و مشتاقان بسیار می یابند . و در اسپانیا ، در قرن پانزدهم و شانزدهم ، رمان از نو آفریده و بازسازی می شود ، و رمان پیکارسک به وجود می آید ، که به گونه ای ممتاز و مشخص از روایات رزمی و حماسی فاصله می گیرد ، و شکلی با قاعده و جمع و جور پیدا میکند . این رمان مخلوق ذهن یک نویسنده است ،و مردم عادی در صحنه های آن نقشه عمده ای را به عهده دارند و با این حساب رمان از مدل های قبلی ، که قهرمانان و دلاوران در همه صحنه ها حاضر بودند ، جدا می شود . و اعمال و رفتار اشخاص با واقعیات سازگاری می یابد . و سر انجام دون کیشوت اثر مشهور سروانتس قدم به میدان می گذارد ، و رمان قرون وسطائی را در هم می پیچد و به حاشیه می راند. 

 

 

منبع : رمانهای کلیدی جهان

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 9:31 توسط |