تبليغاتX

 

 

وقف‌نامه ربع رشیدی
ربع رشیدی نام مرکز علمی و دانشگاهی بزرگی‌ست که در قرن هفتم در شهر تبریز توسط خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی پایه‌گذاری و تأسیس می‌شود. در حال حاضر چیزی جز تلی خاک از این مجموعه‌ی بزرگ بر جای نمانده است اما عمده‌ اطلاعات ما در این مورد از وقف‌نامه این مرکز بزرگ به دست می‌آید که در حال حاضر در کتابخانه‌ی تبریز نگهداری می‌شود و به نام وقف‌نامه ربع رشیدی کاندیدای ثبت در فهرست حافظه‌ی جهانی است.


با تکیه بر این وقف‌نامه و همچنین از مکاتبات خواجه رشیدالدین با فرزندش می‌دانیم که این مجتمع به جز آن که مرکزی علمی بوده اهمیت اقتصادی نیز داشته است به طوری که برای استقلال مالی املاک فراوانی در تبریز و سایر شهرها وقف آن بوده است. همچنین کارگاه‌های تولیدی، کاروانسرا، حجره، حمام، آب انبار، خزانه، و قنات از تأسیسات این مرکز بزرگ بوده‌اند. در وقف‌نامه آمده است مرکز دارای دو کتابخانه بزرگ، بیمارستان، و کارگاه کاغذسازی بوده است. در این وقف‌نامه آمده که ۵٠ طبیب از هند و چین و شام و مصر در دارالشفاء یا بیمارستان آن به خدمت مشغول بودند که علاوه بر طبابت می‌بایست هر سال تعدادی دانشجو را نیز تعلیم می‌دادند. طبق متن وقف‌نامه، پزشکانی که در دارالشفاء کار می‌کردند می‌بایست به نوبت کشیک می‌دادند به طوری که در تمام شبانه‌روز یک نفر پزشک به همرا یک داروساز و یک دانشجو در دارالشفاء حضور داشتند. مداوای کارگران و مسافران رایگان بوده است.

وقف‌نامه رشیدی یکی از منابع دست اولی‌ست که از طرح بی‌نظیر وزیر ایرانی برای به وجود آوردن این مرکز علمی اقتصادی بی‌همتا به تفصیل سخن می‌گوید. مرکزی که پس از قتل خواجه رشیدالدین توسط ایلخان مغول کتابخانه‌اش به یغما می‌رود و خودش در گذار سال‌ها به تپه‌ای از خاک تبدیل می‌شود.
در هر حال ثبت این دو اثر مکتوب ایران در فهرست "حافظه‌ی جهانی" یونسکو می‌تواند از یک سو به حفاظت آن کمک کند و از سوی دیگر زمینه‌ی آشنایی پژوهشگران وعلاقه‌مندان را با بخشی از حیات فرهنگی ایران در قرون هفتم و نهم هجری فراهم آورد.

در حال حاضر ربع رشیدی در خیابان عباسی تبریز در دامنه‌های كوه سرخ فام عینالی (عون بن علی) قرار دارد و متأسفانه قسمتی از محوطه این منطقه، توسط مهاجرین روستائی تصرف و خانه‌سازی شده است.امروز محله عباسي تبريز، ويرانه هايي را در خود پناه داده که روزگاري آباد سرايي از 24 كاروانسراي وسيع و 1500 دكان و 30000 خانه و حمام و باغ و كارخانه‌هاي پارچه‌بافي و كاغذسازي و دارالضرب و توليد رنگ بود.
ربع رشیدی تا آنجا براي مردمان آن عصر ارزشمند بود که بسياري، املاک خود را وقف آن مي کردند تا در راستاي علمي مورد بهره برداري قرار گيرد. از اين رو اکنون وقفنامه رشيدي يکي از آثار معروف تاريخي است که نشان از وقف بيش از 4 هزار ملک و روستا و آسياب از نقاط مختلف کشور براي ربع رشيدي دارد.

----------------------------------------------
برای اطلاعات بیشتر، ر.ک به: مسعود مرادی، ربع رشیدی جامع دانش‌های روز، کیهان فرهنگی، خرداد ١٣۶۶، شماره ٣٩.

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 12:59 توسط کریم میمنت نژاد |

اولين مجمع عمومي فرهنگ پژوهان شرق برگزار شد.

به تاريخ 29/3/86 سه شنبه راس ساعت 11:30 دقيقه اولين مجمع عمومي فرهنگ پژوهان شرق در سالن اجتماعات بنياد ايرانشناسي تبريز با حضور كثيري از اعضاي مجمع  برگزار گرديد.

در اين جلسه اهداف كلي و برنامه هاي كلان اين مجمع تبيين گرديد و انتخابات اولين دوره شوراي مركزي و بازرس مجمع عمومي ‹ مجمع فرهنگ پژوهان شرق › برگزار گرديد.

نتايج انتخابات شوراي مركزي و بازرس مجمع عمومي بشرح ذيل مي باشد.

 

نام و نام خانوادگي

تعداد راي

تحصيلات

كريم ميمنت نژاد

28  راي

مهندسي برق

رضا نظامي

23  راي

ليسانس علوم سياسي

آرش پورقاسميان

21  راي

مهندسي عمران

حسن كتابي

13  راي

دانشجوي حسابداري

مهدي حميدي شفيق

11  راي

ديپلم

ابراهيم حنيفه زاده

11  راي

ديپلم

                                             حسین کتابی                               ۱۴ رای                         بازرس مجمع عمومی

 

 

 

  

 
 
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 13:35 توسط کریم میمنت نژاد |

احمد کسروی شاید یکی از جنجالی ترین چهره های تاریخ این کشور است قصد دارم مطالبی در این مورد نیز بنویسم.فعلا یک عکس جالب و کمیاب داشته باشین تا بعد...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 11:32 توسط کریم میمنت نژاد |

زمان و مکان مجمع عمومی سازمان:

مراسم مجمع عمومی سازمان مردم نهاد فرهنگ پژوهان شرق روز سه شنبه ۲۹ خرداد  ماه ساعت ۱۱ صبح در سالن اجتماعات بنیاد ایرانشناسی تبریز واقع در خیابان ثقه الاسلام درب سرخاب برگزار خواهد شد .حضور همه اعضای مجمع و علاقمندان به مسایل فرهنگی موجب دلگرمی ماست.

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 14:49 توسط کریم میمنت نژاد |

این مراسم نمادین که هر ساله در سالروز تولد بانو فلورانس - بانوی چراغ به دست - توسط جمعی از فارغ التحصیلان پرستاری اجرا میشد دیگر فقط یک عکس تاریخی است و به تاریخ پیوسته است.

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 10:8 توسط کریم میمنت نژاد |

محکمه ی روزگار

ایران گورستان پهناور تاریخ است، چه انسانهایی که در طی چند هزار سال براین خاک زندگی کرده و رفته اند. هنوز رد پایشان در جای جای این خاک برجاست، آنان عشق ورزیدند، رنج کشیدند، تلاش کردند، امیدوار بودند و گذشتند.

دلبستگی به خاک این سرزمین جزء لاینفک وجود ما است، قدم به قدم به مردگانی برخورد می کنیم که به ما از زندگان نزدیکترند. شهر آشنا، این شهر رفتگان است. در هر نقطه که خاک را بکاویم ریگی از زندگی آنان به دست می آوریم، هر خانه و نگارخانه ای از انبوه یادگارهای مردمی است که این سرزمین را آباد کردند و آن را دوست می داشتند و در راهش جان هدیه نمودند. چه دست های پینه بسته و چشمهای به راه مانده، آنکه می بایست بیاید و هرگز نیامد، سربازی که رفت و دیگر بازنگشت.

سرزمین ما از مردمش جدا نیست، گذشته ی دور آن با مردمانش به یاد می آید و این مردم عیب هایی داشتند و حسن هایی و باید آنها را همینگونه که هستند بپذیریم.

از مجموع احوال و سرگذشت چه در دست مانده است؟ تکه یخی در دست که با حرارت و فشار نا آگاهانه مانده ها را به هیچ بدل می کنیم.

هم اکنون روزی است که خود دلبستگی های گذشته را جاودانه سازیم و دوشادوش تاریخ سازان قرار گیریم تا آینده بر ما مباهات کند و یا چشم ببندیم و منتظر بمانیم تا دیگران برایمان تاریخ بسازند، بدون سند.

روزگار قضاوت خواهد کرد، علیرغم خواست و اراده ما، آیا ما بازنده محکمه ی روزگار خواهیم بود.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 10:33 توسط سیدرضا سیدشریفی |

تاریخچه حلقه نامزدی

 در مورد انگشتری و حلقه ، هر خانم یک مدل از آن را می پسندد . خانمهای مسن اغلب اشکال کلاسیک ، شیک پوشها انگشتری پرزرق و برق و متظاهرها نوع غیر عادی و عجیب و غریب آنرا می پسندند . دختران ساده طرفدار سادگی و دختران امروز همه نوع آنرا می پسندند .

سابقه تاریخی حلقه نامزدی با وجود مستندات بسیار ، بطور دقیق مشخص نیست ، ولی تحقیقات باستان شناسان تا حدی سیر تحول و تغییراتی که در طول اعصار بر ساختار و هویت حلقه اعمال شده را مشخص میکند .

یک نکته قابل توجه در مورد جایگاه حلقه نامزدی در دست است که در طول زمانهای مختلف تغییری نکرده است .این نوع حلقه را به انگشت چهارم دست چپ میکنند و این بدان جهت است که رگ این انگشت مستقیما با قلب ارتباط دارد و به این علت این رگ را از قدیم رگ عشق میگفتند . منتها در این سوداگری عشق انتخاب بر عهده خانمها و خرید با آقایان است !

حلقه های قدیمی که در حفاریها بدست آمده اشکال مختلفی دارد . بروی برخی از این حلقه ها یک حجمی شبیه چشم نصب شده و بعضی دیگر بصرت ماری است که انتهای سر و دمش بهم متصل است .

حلقه های دیگری  از خرابه های رم  بدست آمده که روی آن کلیدی دیده میشود و معلوم است که آنرا بخاطر حفظ خزائن جواهرات ساخته اند  و مهمترین و معمولترین نوع حلقه ای که بدست آمده ، حلقه هایی است که روی آن مهرهایی وجود دارد .

  باستان شناسان عقیده دارند که برای اولین بار ، حلقه هایی که رویش مهر کنده بودند در جهان معمول شد ه است . با این حلقه ها اسناد مهم را مهر و امضا میکردند که دارای اصالت و قاطعیت باشد . پس حلقه قبل از آنکه بصورت یک شی زینتی مورد استفاده قرار گیرد وسیله ای برای رسمیت دادن به اسناد بود .

در زمان قدیم اگر پادشاهی حلقه ی انگشتری خود را به بکسی می داد ، معنیش این بود که وی را بعنوان نماینده ی تمام الاختیار خود برگزیده است ، همچنانکه اسکندر مقدونی بهنگام مرگ حلقه خود را از دست بیرون آورد و به پردیکاس داد .

در روم اولیه حلقه هایی که مورد استفاده مردم عادی قرار میگرفت از آهن ساخته میشد و بعد اشراف زادهها برای اینکه در این مورد نیز خود را اشرافی نشان دهند جنس طلا را برای حلقه های خویش انتخاب کردند . در دوران امپراتوری روم هر کس میتوانست انواع مختلفی از آن را داشته باشد . از این زمان تجمل در ساختمان حلقه اعمال شد و این مورد در طراحی حلقه از اهمیت خاصی برخوردار گردید و صنعتگران حلقه هایی از فلزات گرانبها و حتی عاج ساختند .

در مواردی حلقه های بسیار سنگینی ساخته میشد  و حتی گاهی برای فصل تابستان و زمستان حلقه های جداگانه ای ساخته میشد .

در افسانه های قدیمی اساطیر یونان از این وسیله برای ابراز عشق و وفاداری استفاده میکردند .  در یونان باستان برای اولین بار

 (( ویدون )) یک حلقه را بعنوان مظهر وفاداری نسبت به شوهرش (( پسیسه )) همیشه با خود داشت .

به هر حال با این سابقه تاریخی امروزه هدیه دادن انگشتری نشانه ی ابراز عشق است و بدین جهت در مراسم نامزدی نقش بسیار مهمی دارد .

نویسنده ای گفته است :

آنکس که حلقه ی نامزدی بدست دارد میتوتند همیشه مثل یک فرشته زندگی کند .

   

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 12:31 توسط |

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 14:43 توسط کریم میمنت نژاد |

سلام دوستان
این وبلاگ که متعلق به سازمان مردم نهاد مجمع فرهنگ پژوهان شرق می باشد ،موجودیت خودرا بر اساس ارائه مطالب و تصاویر دست اول و ناب تاریخی و فرهنگی اعلام و از تمامی علاقمندان به همکاری دعوت می نماید.

وبلاگ اولین ها

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 14:21 توسط |

بخش دوم

 در قرن نوزدهم برای آنکه سربازان گردن خود را بالا نگه دارند ، کراواتهای خشن باب شد.کراواتهای سربازان از پارچه های خشن دوخته میشد و گره درشتی داشت.سربازان برای اینکه این پارچه خشن و ضخیم با گره درشتش گردنشان را زخمی نکند، سر خود را بالا و راست نگه میداشتند . این نوع کراوات هنوز هم در ارتش فرانسه استفاده میشود.

در اواخر قرن نوزدهم که جوانان پاریسی شورش کرده بودند در خیابان بطور دسته جمعی فریاد میزدند ما نان و کراوات میخواهیم.

عالمگیر شدن کراوات از سال 1740 شروع شد . در این سال کراوات از فرانسه به انگلستان رفت . در سال 1780 در آمریکا رایج شد . در سال1790به روسیه رسید و در سال 1800 به کشورهای حوضه ی اسکاندیناوی وارد شد و امروز در تمام دنیا مورد استفاده قرار میگیرد .

 

نخستین کارخانه

 نخستین کارخانه رسمی  کراوات بافی در سال 1843 در فرانسه شروع بکار کرد .این کارخانه در سال ، هفتاد هزار کراوات تولید میکرد و تنها کارخانه ی تولید کراوات در دنیا بود.

 

انواع کراوات

 چنانکه میدانیم اشکال و رنگهای مختلفی از کراوات در تمامی دنیا وجود دارد ، پارچه ای که برای  ساخت آن مورد استفاده قرار میگیرد به چهل نوع محدود میشود.کلکسیونهای کراوات نشان میدهد که از آغاز توجه به کراوات تاکنون هشت هزار نوع کراوات با مدلها و رنگهای مختلف مورد استفاده قرار گرفته است.امروزه بسیاری از کارخانجات بزرگ نساجی دنیا به بافتن پارچه کراوات میپردازند.

 

در ایران

 سابقه کراوات در ایران به 78 سال قبل میرسد . کراوات دو سال بعد از کلاه ((شاپو)) و کلاه شاپو دو سال بعد از کلاه ((پهلوی)) مد شد . وقتی کراوات وارد ایران شد مورد مخالفت شدید مردم قرار گرفت اما کارمندان دولت در آن زمان کراوات را باب کردند و بقدری اصرار ورزیدند که بالاخره موفق شدند کراوات بزنند.

در اوایل که کراوات در ایران استفاده میشد اکثرا وارداتی بود ، البته بخشی هم از پارچه های یزدی در داخل تهیه میشد . مرتضی مسعود نیا اولین کراوات فروش در تهران بود که کار خود را در سال 1326 آغاز کرد .

در سال 1335 ورود کراوات به ایران ممنوع شد . از این سال پارچه کراواتی وارد میشد و در ایران دوخته میشد .

اولین کارخانه ی دوخت کراوات در ایران بوسیله ی مرتضی مسعود نیا در سال 1335 تاسیس شد که در آن زمان از وسایل ابتدایی استفاده میشد.

در سال 1341 ورود پارچه کراواتی نیز ممنوع شد . در همین سال به میزان کراواتهای قاچاق افزوده شده و سال بعد 1342 ورود پارچه کراواتی بصورت محدود آغاز شد.

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 8:5 توسط |

در فرهنگ مردمان گذشته بخصوص در شهر تبریز گربه همیشه از احترام خاصی برخورداربوده است به طوریکه معمولا در معماری خاته ها و ساخت درب اتاقها همیشه راه عبوری گربه ها لحاظ می شد .این عکس نمایی است از خانه ای در محله حکم آباد تبریز.

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 23:55 توسط کریم میمنت نژاد |

ارك عليشاه تبريز

 بناي شكوهمندارك عليشاه تبريز،باقي مانده مسجدي است كه در فاصله سال هاي  716 تا 724  هجري قمري به همت تاج الدين عليشاه ساخته شده است .  تاج الدين عليشاه جيلان تبريزي وزير دو ايلخان مغول،اولجايتو  و ابوسعيد بهادرخان بود كه بنابر وصيت خويش،پس ازمرگ در جوار مسجدي كه خود ساخته بود، به خاك سپرده شد.

 اين ايوان رفيع كه ابعاد آن از طاق كسري مداين بزرگتر است،ازمنظر معماري،حجم، فضاسازي وعظمت يكي ازشاهكارهاي هنر معماري شرق در عهد ايلخانان شمرده مي شود.

مجموعه عظيم معماري عليشاه ازيك مسجدجامع،مدرسه و  زاويه  تشكيل مي شده است . قسمت جنوبي مسجد داراي طاق بزرگي بوده كه مورخان در مورد آن نوشته اند:

« به علت فرو نشستن بنيان و تعجيل در اتمام  آن، طاق شكسته وفروريخته است.» قسمتي كه اكنون دروسط سه ديواربلندشرقي و جنوبي وغربي بصورت ايوان ديده ميشود، قسمتي از بناي مسجد بوده است كه ارتفاع آن بطور متوسط  به 26 مترميرسد.

از اين بناي تاريخي بانامهاي ارك تبريز، ارك عليشاه، طاق عليشاه، و نيز مسجد عليشاه ياد كرده اند. اين بناي بزرگ دربيشترسفرنامه هاو تواريخ وصف شده است.ازآن جمله مي توان به آثارابن بطوطه، حمدالله مستوفي، بدرالدين محمود العيني،  تاجر ونيزي، شاردن و دونالد ويلبر اشاره كرد . با توجه به اين توصيفات مي توان نتيجه گرفت  كه مسجد جامع عليشاه بلند ترين بناي تبريز و داراي  صحن بسيار بزرگي بوده كه با سنگ هاي مرمرفرش مي شده است و دروسط اين صحن، حوض مربعي بزرگي با فواره هايي به شكل تنديس شير،قرارداشت كه زيبايي خاصي به بنا مي بخشيد. شبستان اين مسجد طاق بسيار بلندي داشته كه بر روي ستون هايي ازمرمرنفيس وشفاف قرار مي گرفته است. چراغهاي مزين به زر و سيم كه با زنجير هاي مسي ازسقف آويزان ميشدند،داخل طاق را روشن مي نمودند.پنجره هاي مشبك نيز، هركدام بيست شيشه دايره اي داشتند كه با طلا و نقره تزئين شده بودند.

 اين مسجد،داراي سه درباطاقهاي جناغي بوده كه ستون هاي دوسوي درهاازسنگها يي با رنگهاي گوناگون ساخته شده بودند و بقيه طاق با گچ، مقرنس كاري و تزئين شده بود. درهردرگاه،لوحه مرمرين شفافي نصب گرديده بود و دري كه باز و بسته مي شد، از الوار بزرگ تهيه و روي آن  قطعات برنز صيغلي ومطلا  كوبيده شده بود.

از ساير تزئينات به كاررفته دراين بنا مي توان به كاشيكاري، ازاره هاي سنگي ، كتيبه ها و گچبري هاي زيبا اشاره  كرد كه بعدهارو به ويراني نهاده و ازبين رفته است و هم اكنون فقط ايوان آن كه تماما آجركاري شده، باقي مانده است.

 در دوره قاجار،صحن و محل زاويه ومدرسه عليشاه، به انبار غلات و  مخزن مهمات قشون  تبديل گرديد و حصاري دور آن كشيده شدو ارك نام گرفت وبارها هدف گلوله توپ مهاجمان قرار گرفته وآسيب زيادي به ديوارهاي آن وارد شده است. ارك عليشاه هميشه به صورت سنگري مستحكم  و مسلط بر شهرتبريز محسوب مي شد.

 در زمان انقلاب مشروطه نيز بناهاي اطراف آن،مخزن مهمات دولتي بود كه اين مخزن به دست مشروطه خواهان افتاد و باعث تقويت آنان شد.

 دراوايل حكومت پهلوي حصارپيرامون ارك تخريب شد و صحن ارك به صورت گردشگاه عمومي درآمد و باغ  ملي نام گرفت و يك سالن نمايش و سخنراني نيز در گوشه اي از آن احداث شد.

بعداز پيروزي انقلاب اسلامي،كليه مستحدثات جانبي برچيده شده وهم اكنون در محوطه ارك، مصلاي جديد  امام خميني ( ره ) احداث گرديده است.

 

ماخذ :  - كارنگ ، عبدالعلي ، آثار باستاني آذربايجان ، انتشارات انجمن آثار ملي ايران ،1351  

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 2:11 توسط کریم میمنت نژاد |

وجه تسمیه حکم آباد(هکماوار):

بی شک بیشتر نامهای موجود فعلی مشابهی است از اسامی حقیقی آنها که با گذشت زمان مورد تحریف لفظی و معنوی واقع شده اند این مسئله در مورد حکم آباد نیز صادق می باشد که به اختصار در این مقال دلایل انتخاب نام حکم آباد را طی سه احتمال ارایه می نماییم.

الف) هکماوار را دهخدا در لغتنامه اش به معنی قطعه زمینی که در آن سبزی کاری کنند معنی نموده است ولی به تجزیه معنی و وجه تسمیه اش نبرداخته است آنچه را که بنده متصور هستم هکماوار از سه بخش « هو + کومه +آوار» به ترتیب به معانی خوب رد فارسی میانه و کومه به معنای خانه باغ  و آوار به عنوان نمود مکان تشکیل شده است که در کل معنای خانه باغ خوب و زیبا می دهد که در این صورت قدمت این محله از تبریز به دوران قبل از اسلام که در آن دوران فارسی میانه در میان عامه مردم رایج بود بر می گردد البته هیچ یقینی در کار نیست و تمامی این مطالب احتمالاتی است که به ذهن بنده رسیده است.

ب)بنا به نوشته احمد کسروی در کتاب نامهای شهرها و دیه های ایران "آوار"در انتهای برخی از کلمات و نامهای ترکی به معنای "مکان "می باشد اگر لفظ "هکم آوار " صحیح باشد مفهوم "جایگاه حکمرانی " را می توان از آن استنباط نمود و شاهد این مطلب نیز وجود کوچه ای در هکماوار به نام "قاضییار" می باشد طوری که در قدیم "قاضی آوار"بوده است به معنی جایگاه نشیمن قاضی است.

ج)به نقل از مردمان محل به صورت تاریخ شفاهی وجه تسمیه را چنین نقل می کنند:اصل ترکیب را "هامی کاوار" می دانند و تا قبل از حکومت غازان خان محل سکونت اهالی را در محله شنب غازان تبریز ذکر میکنند که به موجب حکم غازان خان ساکنین به منطقه ای نزدیک شنب غازان که دارای خاک حاصلخیز جهت کشت و زرع بود هجرت کرده اند و از ان جایی که همه اهالی سبزیکاری می کردند منطقه فوق را "هامی کاوار"نام داده اند .در زبان ترکی کلمه "هامی"به معنی "همه" و کلمه "کاوار"به "معنی سبزی خوردنی" است.

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 18:51 توسط کریم میمنت نژاد |

بخش اول

کراوات از اسب به انسان رسیده!!

کراوات بند شیطان وافسار تمدن نیز نامیده میشود.

فرانسه کشور کراوات است و از قرن17بستن کراوات عالمگیر شد.

در سال 1308کراوات وارد ایران شد.

اولین کارخانه کراوات دوزی در سال 1335در تهران تاسیس شد.

کراواتی که امروزه نشانه ی شخصیت و به اصطلاح تمدن آقایان و در مواردی خانمها است،تاریخچه ی جالبی دارد.ناگفته نماند که این نشانه تمدن از اسب به انسان رسیده و عالمگیر شده است.

فرانسویها اولین ملتی هستند که کراوات را استفاده کرده و آنرا همگانی نمودند،بدین جهت فرانسه را کشور کراوات میگویند.کراوات کلمه ای فرانسوی  بمعنی اسب جسور و نیورمند و تندرو است که در میدانهای نبرد و در جنگها پهلوانان و فرماندهان بر آنها سوار میشدند.

برای اینکه این اسبها که به کراوات موسوم بودند بوضح شناخته شوند و از اسبهای دیگر متمایز گردند،بر گردن آنها رشته نوار سفید رنگی میبستند و سوارکاران این اسبها برای اینکه خود را فردی جسور و نیرومند نشان دهند نواری شبیه نوار گردن اسبها به گردن خود میبستند.

بدین صورت کراوات از روی حسادت و از اسب به انسان رسیده است.اشراف زادگان فرانسوی که با کراوات مخالف بودند،مردان نیرومند را به مسخره میگرفتند و میگفتند آنها افسار به گردن بسته اند!عنوان افسار تمدن نیز از همان شوخی ابتدایی اشراف زادگان در مورد کراوات ریشه گرفته است.

 

رومیها و کراوات

 

قبل از فرانسویها رومیها بودند که از کراوات استفاده میکردند ولی نه با نام کراوات،زیرا چنانکه بیان شد کراوات از اسب و قرنها بعد از رومیها به فرانسه رسید و تاریخ رسمی ابداع کراوات نیز از همین زمان است ولی رومیها اولین کسانی بودند که پارچه ای باریک و بلند بگردن میبستند،آنهم بیشتر برای جلوگیری از سرماخوردگی!!رومیها این پارچه را فوکال مینامیدند.در واقع استفاده از کراوات از قرن 16 آغاز گردید و بین تمام اقشار رایج شد.لویی چهاردهم کراوات میبست و زنان خود را نیز وادار به بستن کراوات میکرد. در زمان لویی چهاردهم کراوات نوعی پارچه ((موسلین)) و ((دانتل)) بود که بوسیله ی یک روبان زیبا و رنگین در زیر چانه گره میخورد.

از نکات جالب و قابل توجه کروات در آن زمان این بود که محبوبیت و نزدیکی رجال به دربار فرانسه بستگی به درازای دم کراوات داشت.یعنی هر چه اشخاص به در بار فرانسه نزدیکتر بودند دم کراواتشان بلندتر بود!!

در قرن هیجدهم کراوات شکل تازه ای بخود گرفت،بدین صورت که ظرافت مخصوصی پیدا کرد و مدهای تازه ای مطرح شد.در این قرن زنهای فرانسوی نوعی کراوات میبستند که تماما از خز بود و آنرا دور گردن خود می بستند و آویزان میکردند.در سال 1795یکنوع کراوات وجود داشت که آنرا چند بار دور گردن می پیچیدند و فقط گره پروانه شکلی در جلویش میزدند.

کراوات در سال 1830 مانند یک گره کوچک دستمال در زیر گلو دیده میشود.در سال 1840 کراواتها تبدیل به(( پاپیون)) شد و از همین زمان پاپیون مد شد.

...

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 12:22 توسط |

تبریز

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 16:15 توسط |

دولت ایران در سال ۱۳۰۱ هجری خورشیدی جمعیت ملی خود را تأسیس نمود و بجای استفاده از نشان صلیب سرخ و یا هلال احمر، نشان ویژه خود را که شیر و خورشید سرخ بود با تلاش و پیگیری متمادی در کنفرانس ژنو در سال ۱۹۲۹ (میلادی) به عنوان نشان سوم مورد حمایت بین‌المللی، به تصویب رسانید. از آن پس سه نشان صلیب سرخ، هلال احمر و شیر و خورشید سرخ به‌عنوان نشانهای رسمی بین‌المللی شناخته شد. پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ و در سال ۱۳۵۹ دولت ایران با ارسال نامه‌ای به دولت سوئیس به‌عنوان امین و نگاهدارنده قراردادهای چهارگانه ژنو اعلام نمود که استفاده از شیر و خورشید سرخ ایرانی را به تعلیق درآورده و بجای آن از نشان عربی هلال احمر استفاده خواهد نمود.

 

+ نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 22:4 توسط کریم میمنت نژاد |

ارک علیشاه تبریز

+ نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 19:31 توسط سیدرضا سیدشریفی |

اگر نمی توانیم در برابر تند باد بایستیم ،
ولی می توانیم آسیاب بادی بسازیم.
+ نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 19:21 توسط م ز افشان |